ریسرچ-مقاله/7 (114)

شش سيگما به عنوان يك سيستم مديريت ، اگر چه با نقش حياتي مديران ارشد شكل مي گيرد ، ولي متعلق به آنها نيست و يا اگر چه در شش سيگما حضور و حمايت مديران مياني بسيار مهم و پر اهميت است ولي شش سيگما توسط آنها نيست كه هدايت مي شود .
به اختصار ، شش سيگما سيستمي است كه رهبري توانمند و مشاركت كاركنان را با يكديگر تركيب مي كند .
شش مطلب درباره شش سيگما
نكته اول : تمركز واقعي و حقيقي به روي مشتري
نكته دوم : مديريت مبتني بر حقايق و اطلاعات
نكته سوم : فرآيندها جايي هستند كه اقدامات وجود دارند
نكته چهارم : مديريت كنشي
نكته پنجم : مشاركت و همكاري بدون حد و مرز
نكته ششم : حركت به سوي تعالي / تحمل شكست

فصل سوم
شش سيگما در سازمان شما
اگر سازمان شما تصميم به يادگيري شش سيگما گرفته است هيچ مطالب دقيقي در خصوص اين كه ، اين مسير چگونه خواهد بود ، وجود ندارد . «اما» ممكن است اين موضوع باعث تعجب شما شود . «از آنجايي كه شش سيگما درباره تعالي و سازگاري صحبت كرده است ، آيا نبايد يك مسير مشخص براي اجراي آن وجود داشته باشد ؟»
بكارگيري شش سيگما : سه مسير اصلي در اجراي شش سيگما
به شش سيگما به عنوان راهي به سوي آينده اي جديد و بهتر براي سازمانتان ، بينديشيد . اين بزرگراه داراي سه مسير ، يا سه رويكرد است و بطوريكه هر يك راهي متفاوت داشته و شايد شما را به مقصد متفاوتي ببرند .
مسير اول : دگرگوني سازمان
تجربه نشان مي دهد كه اغلب مديران و كاركنان هوشيار ، مي توانند احساس كنند كه شركت و سازمان نياز به پشت سر گذاشتن عادت گذشته و ايجاد دگرگوني دارد . براي آن دسته از سازمان هايي كه نياز و هدف آنها اجراي كامل رويكرد شش سيگما است ، مسير اول يعني دگرگوني در سازمان ، رويكرد مناسبي است .
از تيم هايي كه در راستاي دگرگون سازي سازمان فعاليت مي كنند ، اغلب خواسته مي شود كه به فرآيندهاي مهم توجه كرده و پيشنهاداتي را براي تغيير ارائه دهند . اين فعاليتها ممكن است شامل بررسي دقيق موارد زير باشد :
چگونگي توزيع محصولات شركت
اثر بخشي فرآيند فروش
توسعه محصول جديد
شكايات مهم مشتريان
عيوب محصول و مشكلات هميشگي
سيستم هاي اطلاعاتي كه در فرآيند تصميم سازي تجاري مهم هستند .
كاهش هزينه در مقياس هاي قابل توجه
مسير دوم : بهبود استراتژيك
اين مسير بيشترين گزينه ها را در اختيارتان قرار مي دهد . در مسير بهبود استراتژيك تلاش شما مي تواند به يك يا دو نياز بحراني شازمان محدود شود ، به طوري كه تيم ها و آموزش هاي طرح ريزي شده اصلي ترين فرصت ها و مهمترين ضعف هاي سازمان را هدف قرار مي دهند . سازمان هايي كه مسير بهبود استراتژيك را پيش گرفته عبارتند از : جانسون وجانسون ، سيرز ، امريكن اكسپرس و سان ميكرو سيستم .
مسير سوم : حل مسأله
مسير حل مسئله آهسته ترين راه بهبود از طريق شش سيگما است . اين رويكرد مشكلات قديمي ، يعني اغلب همان مسائلي را كه بهبود ناموفق قبلي بوده اند . هدف قرار مي دهد . رويكرد حل مسئله ، مناسب ترين رويكرد براي شركت هايي است كه در صدد استفاده از منافع اجراي شش سيگما بدون ايجاد تغييرات عمده در سازمان مي باشند . اگر سازمان شما اين رويكرد را پيش گيرد ، با احتمال بسيار ، تنها تعداد كمي از افراد به طور عمده در اين تلاش سهيم مي گردند . مگر اين كه اين رويكرد به يكي از مسيرهاي ديگر متمايل شود .
مزيت اين روش تمركز نمودن بر روي موضوعات مهم و شناسايي علل ريشه اي آنها با استفاده از داده ها و تحليل هاي اثر بخش به جاي احساسي برخورد كردن است .
كدام صحيح است ؟
رويكرد بهبود استراتژيك مي تواند به سازمان كمك كند تا تمركز خود را روي فرصت هايي با اولويت بالاتر معطوف كند و مديريت تغيير را به بخش هاي مورد نظر محدود نمايد . ولي در مقابل ممكن است باعث احساس ناخوشايندي در افرادي شود كه از فرآيند بهبود كنار گذاشته شده اند . از ديگر مشكلات اين روش ، مي توان به امكان بروز ناهماهنگي بين بخش هايي كه شش سيگما را اجرا مي كنند با بخش هايي كه درگير آن نيستند اشاره نمود .
رويكرد حل مسدله از كمترين پيچيدگي برخوردار است و اين فرصت را به سازمان مي دهد كه با نحوه كاركرد شش سيگما آشنا شود . متأسفانه اين مسير به طور فريبنده اي پر مخاطره است و نمي تواند مشكلات بنيادي سازمان را حل كند ، بعلاوه قادر نيست ديد جامعي از انجام موفقيت آميز تغييرات ايجاد نمايد . عملكرد اين روش مانند خاموش نمودن آتش بدون خارج كردن ماده آتش زا است .
بدون توجه به اين كه سازمان شما در چه سطحي تلاش خود را آغاز نموده است ، مهم آن كه اجراي به درستي انجام پذيرد . شما و همكارانتان بايد وظايف جديدي را كه از سيستم شش سيگما پشتيباني مي كند ، درك كرده و آن را برعهده بگيريد .
كمربند سياه
احتمالاً اين مهمترين نقش در شش سيگما است . كمربند سياه ، فردي است كه به طور تمام وقت جهت رسيدگي به فرصت هاي بهبود و هدايت آنها براي دستيابي به نتايج ، فعاليت مي نمايد . كمربند سياه همكارانش را هدايت ، تشويق و مديريت مي كند ، آموزش و تعليم مي دهد و از آنها مراقبت مي نمايد و تقريباً يك متخصص در بكارگيري ابزارها براي تشخيص مشكلات و حل آنها و يا طراحي فرآيندها و محصولات است .
بدون يك كمربند سياه قوي و خستگي ناپذير ، اغلب تيم هاي شش سيگما اثر بخش و كارا نيستند . كمربند سياه بايد مهارت هاي بسياري داشته باشد ، اين مهارت ها شامل تواناي در حل مسأله ، توانايي جمع آوري و تحليل اطلاعات ، درك سازماني ، تجارب رهبري و مربي گري و قدرت اجرايي مناسب مي شود .
كمربند سياه ارشد
در اغلب سازمان ها ، كمربند سياه ارشد (MBB) معلم ، مربي و يا مشاور كمربند سياهاني ات كه بر روي پروژه هاي گوناگون فعاليت مي نمايند . در اغلب موارد ، كمربند سياه ارشد يك متخصص واقعي در ابزارهاي تحليلي شش سيگما است . كمربند سياهان ارشد غالباً از مدارج بالاي علمي در زمينه مهندسي ، علوم و يا مديريت برخوردار مي باشند .
در اغلب شركت ها ، يك MBB نقش نماينده تحول را در سازمان ايفا مي كند ، كسي كه براي ترويج روش ها و راه حل هاي شش سيگما تلاش مي نمايد . همچنين MBB ممكن است نقش مربي شش سيگما را براي كمربند سياهان يا ساير گروه ها داشته باشد . نهايت اين كه ، يك MBB ممكن است در پروژه هاي شش سيگماي مرتبط ، نظير بررسي نيازهاي مشتري يا تعيين معيارهاي سنجش براي فرآيندهاي كليدي همكاري كند .
كمربند سبز
يك كمربند سبز فردي است كه ، مهارت هاي شش سيگما را غالباً در سطح كمربند سياه آموزش ديده است . كمربند سبز يك شغل واقعي در سازمان دارد و به عنوان عضوي از تيم و يا رهبر پاره وقت تيم شش سيگما فعاليت مي كند . نقش و وظيفه كمربند سبز اين است كه مفاهيم و ابزارهاي جديد شش سيگما را براي فعاليت هاي روزانه سازمان به كار گيرد .
حامي يا قهرمان
اين عناوين ، عبارت هايي معمول در شش سيگما معمولاً حامي ، يك مجري و يا يك مدير مهم در سازمان است كه از كمربند سياهان و تيم پروژه حمايت مي كند . قهرمان يا حامي اغلب عضوي از شوراي رهبري و يا كميته رهبري شش سيگما در سازمان است .
مسئوليت هاي قهرمان عبارتند از :
اطمينان يافتن از اين كه پروژه ها در راستاي آرمان هاي اصلي سازمان قرار گرفته اند.
اطلاع رساني در خصوص پيشرفت پروژه ها براي ساير اعضاي تيم رهبري
فراهم كردن منابع مورد نياز مانند ؛ زمان ، پول و كمك گرفتن براي تيم از ديگران
هدايت در بازنگري پروژه ها
بحث و تبادل نظر در خصوص ناسازگاري ها ، تضادها ، هم پوشاني ها و ايجاد ارتباط با ديگر پروژه هاي شش سيگما رهبر اجرايي
ممكن است اين نقش به نام هاي ديگري نظير قائم مقام شش سيگما يا افسر ارشد سيگما نيز ناميده شود . اين فرد وظيفه هماهنگي بين كل فعاليت هاي شش سيگما را برعهده دارد . وي اغلب در سطح قائم مقام سازمان است و مستقيماً به مدير عامل ، رئيس و يا يكي ديگر از مديران ارشد گزارش مي دهد .
رهبر اجرايي شش سيگما فردي است كه سابقاً متخصص بهبود سازمان ، بهبود كيفيت و يا يك مدير اجرايي ذيصلاح در شركت بوده است . وي از تجارب بالا ، رهبري قوي و توانايي هاي اجرايي مناسبي برخوردار است .

فصل چهارم
فرآيند حل مسأله تيم شش سيگما
قبلاً با عباراتي همچون CTQ (عوامل بحراني براي كيفيت) و يا MBB (كمربند سياه ارشد) آشنا شده ايم . اكنون مهمترين واژه اختصاري در شش سيگما را معرفي مي كنيم : DMAIC
براي هم راستا نمودن فعاليت تيم هايي كه ذاتاً با يكديگر متفاوت مي باشند ، بايد از مدلي مشترك و مناسب استفاده كنيم ، تا اين مدل بتواند هم افزايي لازم را درون تيم ها ايجاد نمايد . پاسخ به اين نياز در شش سيگما ، فرآيند DMAIC (تعريف كردن ، اندازه گيري كردن ، تحليل كردن ، بهبود دادن و كنترل كردن) است . اين فرآيند مجموعه اي انعطاف پذير ولي قدرتمند متشكل از 5 گام مي باشد كه به منظور توسعه و بهبود استفاده مي گردد .
چرخه عمر تيم DMAIC
تقريباً چندين مرحله در چرخه تيم هاي DMAIC وجود دارد .
مرحله اول : تعيين و انتخاب پروژه(ها)
در اين گام ، مديريت فهرستي از پروژه هاي بالقوه شش سيگما را برسسي كرده و اميد بخش ترين پروژه اي كه بايد توسط تيم مورد بحث و بررسي قرار گيرد را انتخاب مي كند .توصيه مي كنيم تا رهبران ، پروژه هايي را را انتخاب كنند كه مبتني بر "2M" مي باشند ، يعني : معني دار و مديريت پذير باشند .
مرحله دوم : تشكيل تيم
به همراه تعيين مسأله ، انتخاب تيم و رهبر تيم (كمربند سياه و يا كمربند سبز) نيز بايد مورد توجه قرار گيرد . رهبران زيرك مي دانند كه حضور افراد در تيم نبايد بر اساس فراغت كاري آنها تعيين شود . اگر شما را براي يك تيم انتخاب نموده اند ، به اين معناست كه شما به عنوان فردي باهوش و پر انرژي شناخته شده ايد تا نتوانيد يك شركت كننده واقعي باشيد.
مرحله سوم : تهيه منشور پروژه
منشور پروژه ، سند مهمي است كه تهيه آن ، راهنماي مستندي را براي اعضاي تيم فراهم مي نمايد ، منشور پروژه مواردي مانند : دليل تعريف پروژه ، هدف ، طرح ريزي اوليه پروژه .
مرحله چهارم : آموزش تيم
آموزش داراي اهميت بالايي در شش سيگما است . البته برخي معتقدند كه واژه «آموزش» براي فراگيري شش سيگما مناسب نيست ، چرا كه بسياري از اوقات «كلاس» صرف انجام كارهاي عملي و آموختن آن به كمربند سياه ها و يا ساير اعضاي تيم مي گردد . در آموزش شش سيگما ، تأكيد بر يادگيري توام ابزارها و فرآيند DMAIC است .
مرحله پنجم : انجام DMAIC و بكارگيري راه حل ها
تقريباً همه تيم هاي DMAIC مسئول به كارگيري راه حل هاي خودشان هستند ، و نبايد اجرا را به گروه ديگري منتقل نمايند .
مرحله ششم : انتقال راه حل
سرانجام تيم DMAIC منحل خواهد شد و اعضاء يا به كارهاي عاديشان باز مي گردند و يا به پروژه بعدي انتقال خواهند يافت . با توجه به اين كه اغلب آنها در زمينه هايي كار مي كنند كه از راه حل هايشان تأثير مي پذيرند ، فعاليت هاي آتي آنها نيز به مديريت در انتخاب راه حل ها و كسب اطمينان از اثربخش بودن مسأله حل شده كمك مي نمايد .
مدل حل مسأله DMAIC
ممكن است بپرسيد چه چيزي DMAIC را متفاوت و يا برتر از ساير تكنيك هاي حل مسأله نموده است . DMAIC به عنوان مجموعه اي از حروف يا مراحل ، فراتر از ساير تكنيك ها نيست . آنچه آن را متمايز مي كند ، فعاليتهايي است كه شما در هنگام طي مسير در طول DMAIC انجام مي دهيد به آن مي رسيد .
مهمترين تفاوت ها و يا مزاياي DMAIC هفت مزيت در زير مي باشد :
اندازه گيري مسأله
تمركز بر روي مشتري
صحه گذاري علل ريشه اي
شكستن عادات گذشته
مديريت ريسك ها
اندازه گيري نتايج
حفظ تغييرات
گام اول : تعريف مسأله
گام اول شرايط اجراي پروژه را مهيا مي سازد و غالباً تيم را با چالش بزرگي مواجه مي سازد . در اين مرحله تيم بايد به سؤالاتي پاسخ دهد . ما روي چه موضوعي كار مي كنيم ؟ علت انتخاب اين مسأله بخصوص چيست ؟ مشتري كيست ؟ نيازهاي مشتري چيست ؟ چگونه اين كار را انجام مي دهيم ؟ منافع حاصل از بهبود كدامند ؟ با پاسخ دادن به اين سؤالات منشور پروژه شكل مي گيرد .
منشور پروژه از سازماني به سازمان ديگر تفاوت مي كند ، اما معمولاً موارد زير را شامل مي گردد .
عوايد سازماني
مسأله / بيان اهداف و فرصت
فرضيات / محدوديت ها
محدوده
افراد و مسئوليت ها
برنامه اوليه
گام دوم : اندازه گيري كردن
پي گيري منطقي مرحله تعريف ، انجام فاز اندازه گيري است ، بعلاوه اين مرحله پلي براي گام بعدي ، يعني تجزيه و تحليل كردن است .
جمع آوري اطلاعات جهت معتبر ساختن و كمي كرد مسأله / فرصت
كشف حقايق و داده هايي كه سرنخ علل اصلي مسأله مي باشند .
تيم هاي شش سيگما سازمان را از منظر فرآيندگرايي مورد توجه قرار مي دهند و آن اساس در خصوص معيازهايي كه مي بايست اندازه گيري شوند تصميم مي گيرند .
تقريباً هميشه ، اولين اولويت تيم DMAIC معيارهاي خروجي است كه به بهترين نحو مسائل كنوني را كمي مي كنند . اين معيارهاي اصلي ، اطلاعاتي هستند كه جهت تكميل منشور پروژه استفاده مي شوند .
گام سوم : تجزيه و تحليل
در اين مرحله تيم DMAIC وارد جزئيات مي شود و درك خود را از فرآيند و مسأله افزايش مي دهد . اگر همه چيز مطابق نظر شما پيش رود علت اصلي مشكل مشخص خواهد شد . هدف اصلي تيم در مرحله تجزيه و تحليل ، يافتن علل ريشه اي است .
برخي از انواع علت ها كه بايد بررسي و كشف شوند ، عبارتند از :
روش ها
ماشين ها
مواد
معيارها
عوامل خارجي
افراد
گام چهارم : بهبود
اين گام كه گام راه حل و اقدام نيز ناميده مي شود ، جايي است كه بسياري از افراد وسوسه مي شوند تا از ابتداي پروژه به سراغ اين مرحله بيايند . در واقع ، عادت شروع به حل مسأله بدون درك آن ، آنقدر قوي است كه ادامه مسير به صورت هدفمند و بر اساس فرايند DMAIC براي تيم بسيار دشوار مي گردد .
زماني كه چندين راه حل بالقوه پيشنهاد شده است ، مجدداً تيم نياز به تحليل دارد . راه حل نهايي و يا مجموعه اي از تغييرات بايد همواره توسط حامي و اغلب توسط تيم راهبري تأييد شوند . اكنون لازم است راه حل بهبود ، انتخاب شده و اجرا شود . برخي از سازمان ها يك Iي ديگر به معني «اجرا» نيز به مراحل موجود افزوده اند و آن را DMAIC مي نامند . منظور از اجرا ، فقط «انجام دادن راه حل» نيست ، راه حل هاي DMAIC بايد به دقت آزمايش و مديريت شوند .
گام پنجم : كنترل
يكي از همكاران ما ، سازمان ها و فرآيندهايشان را به كش هاي لاستيكي تشبيه مي كند . شما مي توانيد بدون تلاش زياد ، شكل آنها را به انواع و اشكال جديد و جذاب تغيير بدهيد . اما به محض اين كه آنها را به حال خود واگذار مي كنيد ، ناگهان در مي روند و به شكل قبلي خود باز مي گردند ! جلوگيري از بازگشتن به سوي عادات و فرآيندهاي گذشته ، هدف اصلي مرحله كنترل است .
فعاليت هاي مرحله كنترل كه توسط كمربند سياهان و تيم هاي DMAIC انجام مي شود عبارتند از :
توسعه يك فرآيند پايش جهت پيگيري تغييرات اعمال شده
ايجاد يك طرح پاسخ براي حل مسائلي كه ممكن است پيش آيند .
كمك به متمركز كردن توجه مديريت بروي چنند مشخصه بحراني ، كه در خصوص نتايج پروژه (Y) و معيارهاي كليدي فرآيند (X) ها مؤثر بوده اند .
از ديد كاركنان ، لازم است تا تيم :
گزارش پروژه را به صورت مناسبي ارائه نمايند .
مسووليت پروژه را به افرادي كه به صورت روزمره كار انجام مي دهند ، انتقال دهند.
از پشتيباني مديريت در خصوص اهداف بلند مدت پروژه اطمينان يابند .

فصل پنجم
راهنمايي براي موفقيت شش سيگما
يكي از اصولي كه در شش سيگما به آن اعتقاد داريم اين است كه كاركنان نزديك به فرآيند بهترين افرادي هستند كه مي توانند براي بهبود آن كار تجهيز شوند . شش سيگما بر شما ، به عنوان يكي از كاركنان سازمان ، تأثيراتي خواهد داشت ، در اين فصل علاوه بر بررسي برخي از اين تأثيرات ، فرصتها و چالشهايي كه ممكن است با آن مواجه شويد نيز پرداخته مي شود .
اداره كردن تغييرات شش سيگما
تجربه ورود به گردباد تغييرات سازماني مي تواند الهام بخش نيز باشد ، اما گاهي اوقات باعث ايجاد ترس هم مي شود هنگامي كه رهبران سازمان متعهدانه تلاش هايي را در جهت توسعه شش سيگما به انجام مي رسانند ، باز هم امكان دارد تا بسياري از سؤالات بدون پاسخ باقي بمانند . معمولاً هدف از پاسخ ندادن به اين گونه از سئوالات ، نگهداشتن افراد در تاريكي نيست .
رهبران به تنهايي قادر به پيش بيني تمام سؤالات ، و در نتيجه پاسخ به سؤالاتي نظير «اين كار چه تأثيري بر من خواهد داشت» نيستند .
استفاده از شش سيگما ، تلاشي روزمره و مرحله به مرحله نيست ، بلكه تجربه اي توام با يادگيري است كه به تدريج رشد مي كند .
مي توانيم در خصوص اين كه چه چيزي رخ خواهد داد و چگونه آن را پاسخ دهيد ، به نكاتي اشاره كنيم .
مبحث اول : دعوت به پيوستن در تيم شش سيگما
اين موضوع چه معنايي دارد ؟
كمربند سياهان شش سيگما و حاميان پروژه مي دانند كه دعوت كردن از هر كسي براي حضور در تيم ، كار مناسبي نيست ، بنابراين به دنبال افرادي هستند كه استعداد و آگاهي لازم را داشته باشند .
چگونه موفق شويم ؟
اغلب ، فراخوان پيوستن به تيم شش سيگما يكي از آن پيشنهاداتي است كه نمي توان آن را نپذيرفت . به طور كلي ، اگر تيم قرار باشد بر روي يك پروژه مرتبط با كار شما فعاليت كند آنگاه توصيه هاي شما نيز مي تواند سازنده باشد .
برخي از مهمترين عوامل موفقيت عبارتند از :
يك قهرمان متعهد
زمان موجود
نفوذ يا كنترل
هماهنگي با ديگر تلاش ها
پاسخگويي
اينها تنها بخشي از مهمترين مواردي هستند كه مي توانند مورد توجه قرار گيرند .
مبحث دوم : شركت در آموزش هاي شش سيگما
اين موضوع چه معنايي دارد ؟
دوره هاي آموزش شش سيگما مي توانند طولاني باشند ، مثلاً از 4 تا 5 هفته . همچنين ابزارها و مهارت هايي كه فرا مي گيريد فوق العاده هستند و علاوه بر كاربرد در تيم DMAIC ، مي توانند براي مشاركت در فعاليتهاي روزمره سازمان نيز بسيار مفيد باشند .
چگونه موفق شويم ؟
در صورتي كه دوره هاي آموزشي كيفيت را گذرانده باشيد يا در پروژه هاي بهبود فرآيند درگير بوده ايد ، ممكن است احساس كنيد كه اين دوره آموزشي ، تكراري ، اضافي و يا همان مطالب گذشته است اما پس از آغاز دوره مطمئناً متوجه خواهيد شد كه مطالب و نكات ظريف زيادي وجود دارند كه براي يادگيري مطرح مي گردند و همين مطالب هستند كه باعث موفقيت پروژه هاي شش سيگما مي شوند .
برخي از موارد مرتبط با دوره آموزشي DMAIC عبارتند از :
كوتاه بودن زمان
تسلط بر آمار
به طور كلي با وجود كار بسيار و دشواريهاي بسياري كه دوره هاي آموزشي شش سيگما دارند ، اغلب افراد از اين دوره ها لذت برده و به اين دوره ها به هنوان عامل مؤثر در پيشرفتشان مي نگرند .
مبحث سوم : تشكيل تيم DMAIC براي بهبود فرآيند كاري شما
اين موضوع چه معنايي دارد ؟
قطعاً به اين معنا نيست كه بيش از 60 دقيقه توسعه تيمي مورد سؤال و جواب قرار بگيريد ، بلكه تأييدي است مثبت به وجود موقعيت هاي بهبود در واحد شما . در فرآيند DMAIC تأكيد بر چرايي مسأله مي باشد ، نه اين كه چه كسي باعث آن شده است .
چگونه موفق شويم ؟
اولاً ، بدانيم كه تيم شش سيگما دشمن شما نيست . اگر فرآيندهاي كاري شما براي مديريت آنقدر مهم است كه اقدام به تشكيل يك تيم كند ، حتماً اهميت اين فرآيندها بقدري است كه اقدام به بهبود را نيز به همراه آورد . همراهي با ديگران در همان مراحل اوليه ، باعث افزايش شانس شما ، در مؤثر بودن نقشتان مي گردد .
مبحث چهارم : همكاري براي جمع آوري داده ها
اين موضوع چه معناي دارد ؟
پس از اين كه آموختيد پروژه DMAIC ، تمركزش روي موضوعات كاري شما است ، معمولاً از شما خواسته مي شود تا در جمع آوري داده ها مشاركت نمائيد .
چگونه موفق مي شويم ؟
اگر چه ممكن است اندازه گيري بحث برانگيز باشد ، اما عموماً دشوار و سخت نيست . غالباً تيم هاي DMAIC براي جمع آوري ساده و آسان اطلاعات ، تشويق و ترغيب مي شوند . شما با رعايت موارد زير مي توانيد فعاليتهاي تيم را در اين گام ، مؤثرتر نماييد .
داده ها را به درستي ثبت كنيم .
در جمع آوري اطلاعات ، سازگاري و ثبات داده ها را مد نظر قرار دهيد .
سؤالات خود را مطرح كنيد .
پيشنهاداتتان را ارائه كنيد .
مبحث پنجم : همكاري در اجراي راه حل فرآيند
اين موضوع چه معنايي دارد ؟
خوب ، قرار است يكسري تغييرات صورت پذيرد ، شما هم مي توانيد در بكارگيري اين تغييرات كمك نموده و يا از حل مسأله فرار كنيد . شما بايد تصميم بگيريد و يكي از راه حل ها را انتخاب نماييد .
چگونه موفق شويم ؟
انتخاب يك موقعيت انفعالي توسط شما باعث مي شود تيم به عنوان فردي غير فعال به شما بنگرند . با اين كار تجربه و آموزش با ارزشي به دست خواهيد آورد و نيز به عنوان يكي از پيشگامان معرفي خواهيد شد . يك رهبر باشيد و نه فقط يك تمام كننده و يا نجات يافته شش سيگما .
بهبود مهارت هاي شغلي شما به واسطه شش سيگما
تا اينجا به طور مستقيم عنوان نكرديم كه شش سيگما براي شما چه فوايدي دارد . اين بدين معنا نيست كه نمي توان به شما اطمينان كرد كه تا در خصوص شش سيگما نهايت سعي خود را به كار بنديد . علاوه بر مطالبي كه در شش سيگما به شما ارائه مي شود ، مزاياي ديگري نيز وجود دارد . اين مزايا را به طور خلاصه 3E مي ناميم .
تجربه
به عنوان يك عضو تيم ، مجموعه اي از ابزارهاي قدرتمند و مهم جهت بهبود يا طراحي مجدد فرآيند ، را خواهيد آموخت . بر فرآيند DMAIC كه اكنون به عنوان يك استاندارد صنعتي جديد براي حل مسأله مطرح است تسلط خواهيد يافت و اين توانايي را به دست خواهيد آورد كه نتايج واقعي ناشي از پروژه ها خودتان را نشان دهيد .
توانايي انجام كارها و تعداد دستاوردهاي شما حاكي از اشتياق رسيدن به اهداف تجاري است . بدون توجه به سابقه و تجارب تخصصي تان اعم از : فني ، عملياتي ، فروش و يا منابع انساني ، تجربه شش سيگما نگرش مديريتي جامعي را در اختيار شما قرار خواهد داد كه در ادامه حرفه شما ، بسيار گرانبها خواهد بود .
ارائه توانمندي ها
تعداد روش هايي كه در مقايسه با حضور در يك پروژه شش سيگما مي تواند منجر به كسب بهتر و سريع تر تجربه گردد محدود است . در حقيقت شش سيگما راهي را به منظور آزمايش پتانسيل افراد در همه سطوح سازمان ، به رهبران سازمان نشان مي دهد .
هيجان
جذابيت و سرگرمي در شش سيگما بيشتر از ساير موفقيت هاي كارهاي گذشته به چشم مي خورد . شش سيگما باعث مي شود تا درگير در موضوعات واقعي شويد و توانايي هاي شما را در انجام كارها . درك كار گروهي و ايجاد تغييرات افزايش مي دهد .
آگاهي
چهارمين E ؟ بله ، ممكن است كمي بعيد باشد ، ولي غير ممكن نيست . در شش سيگما مي آموزيم كه به جاي توجه به برداشت هاي اوليه بايد واقعيات را مورد توجه قرار دهيم . نهايتاً برخي از افراد در مي يابند كه اين نوع نگرش به مشتري ، فرآيند و اطلاعات ، تفاوتي را در نوع نگرش آنها به دنيا و تعريف نمودن مسائل آن ايجاد نموده است .

فصل ششم
نگاهي به جعبه ابزار شش سيگما
هر تكنيكي كه به فهم ، مديريت و بهبود بهتر يك سازمان يا يك فرآيند كمك كند مي تواند به عنوان يكي از ابزارهاي شش سيگما معرفي گردد ، اما بعضي از تكنيك ها هستند كه به عنوان ابزارهاي كليدي ، در برنامه ريزي و اجراي پروژه هاي شش سيگما شناخته شده اند . براي سهولت ، اين ابزارها را در چهار دسته گروه بندي نموده ايم . اولاً اين دسته بندي كامل نيست و ثانياً بسياري از ابزارها مي توانند در جاهاي مختلفي استفاده شوند .
ابزارهاي توليد ايده و سازماندهي اطلاعات
طوفان فكري
نقطه شروع بسياري از ابزارهاي شش سيگما ، طوفان فكري يا تكنيك خلق ايده است . هدف اصلي طوفان فكري ، تهيه فهرستي از گزينه ها براي يك فعاليت و يا يك راه حل مي باشد ، اغلب فهرستي طولاني از گزينه ها به يك انتخاب نهايي منتج مي گردد .
مشكل مربوط به طوفان فكري اينست كه همه فكر مي كنند ، خيلي خوب اين كار را انجام مي دهند . واقعيت نشان مي دهد كه جهت ايجاد خلاقيت واقعي ، لازم است كه كار با برنامه و به شكل منظمي انجام پذيرد .
نمودار خويشاوندي
نمودار خويشاوندي ، روشي براي گروه بندي ايده ها و يا گزينه ها است . اين نمودار معمولاً پس از طوفان فكري و جهت كمك در تركيب و ارزيابي ايده ها ، به كار مي رود .
رأي گيري گروهي

ریسرچ-مقاله/7 (113)

شش سيگما به عنوان يك سيستم مديريت ، اگر چه با نقش حياتي مديران ارشد شكل مي گيرد ، ولي متعلق به آنها نيست و يا اگر چه در شش سيگما حضور و حمايت مديران مياني بسيار مهم و پر اهميت است ولي شش سيگما توسط آنها نيست كه هدايت مي شود .
به اختصار ، شش سيگما سيستمي است كه رهبري توانمند و مشاركت كاركنان را با يكديگر تركيب مي كند .
شش مطلب درباره شش سيگما
نكته اول : تمركز واقعي و حقيقي به روي مشتري
نكته دوم : مديريت مبتني بر حقايق و اطلاعات
نكته سوم : فرآيندها جايي هستند كه اقدامات وجود دارند
نكته چهارم : مديريت كنشي
نكته پنجم : مشاركت و همكاري بدون حد و مرز
نكته ششم : حركت به سوي تعالي / تحمل شكست

فصل سوم
شش سيگما در سازمان شما
اگر سازمان شما تصميم به يادگيري شش سيگما گرفته است هيچ مطالب دقيقي در خصوص اين كه ، اين مسير چگونه خواهد بود ، وجود ندارد . «اما» ممكن است اين موضوع باعث تعجب شما شود . «از آنجايي كه شش سيگما درباره تعالي و سازگاري صحبت كرده است ، آيا نبايد يك مسير مشخص براي اجراي آن وجود داشته باشد ؟»
بكارگيري شش سيگما : سه مسير اصلي در اجراي شش سيگما
به شش سيگما به عنوان راهي به سوي آينده اي جديد و بهتر براي سازمانتان ، بينديشيد . اين بزرگراه داراي سه مسير ، يا سه رويكرد است و بطوريكه هر يك راهي متفاوت داشته و شايد شما را به مقصد متفاوتي ببرند .
مسير اول : دگرگوني سازمان
تجربه نشان مي دهد كه اغلب مديران و كاركنان هوشيار ، مي توانند احساس كنند كه شركت و سازمان نياز به پشت سر گذاشتن عادت گذشته و ايجاد دگرگوني دارد . براي آن دسته از سازمان هايي كه نياز و هدف آنها اجراي كامل رويكرد شش سيگما است ، مسير اول يعني دگرگوني در سازمان ، رويكرد مناسبي است .
از تيم هايي كه در راستاي دگرگون سازي سازمان فعاليت مي كنند ، اغلب خواسته مي شود كه به فرآيندهاي مهم توجه كرده و پيشنهاداتي را براي تغيير ارائه دهند . اين فعاليتها ممكن است شامل بررسي دقيق موارد زير باشد :
چگونگي توزيع محصولات شركت
اثر بخشي فرآيند فروش
توسعه محصول جديد
شكايات مهم مشتريان
عيوب محصول و مشكلات هميشگي
سيستم هاي اطلاعاتي كه در فرآيند تصميم سازي تجاري مهم هستند .
كاهش هزينه در مقياس هاي قابل توجه
مسير دوم : بهبود استراتژيك
اين مسير بيشترين گزينه ها را در اختيارتان قرار مي دهد . در مسير بهبود استراتژيك تلاش شما مي تواند به يك يا دو نياز بحراني شازمان محدود شود ، به طوري كه تيم ها و آموزش هاي طرح ريزي شده اصلي ترين فرصت ها و مهمترين ضعف هاي سازمان را هدف قرار مي دهند . سازمان هايي كه مسير بهبود استراتژيك را پيش گرفته عبارتند از : جانسون وجانسون ، سيرز ، امريكن اكسپرس و سان ميكرو سيستم .
مسير سوم : حل مسأله
مسير حل مسئله آهسته ترين راه بهبود از طريق شش سيگما است . اين رويكرد مشكلات قديمي ، يعني اغلب همان مسائلي را كه بهبود ناموفق قبلي بوده اند . هدف قرار مي دهد . رويكرد حل مسئله ، مناسب ترين رويكرد براي شركت هايي است كه در صدد استفاده از منافع اجراي شش سيگما بدون ايجاد تغييرات عمده در سازمان مي باشند . اگر سازمان شما اين رويكرد را پيش گيرد ، با احتمال بسيار ، تنها تعداد كمي از افراد به طور عمده در اين تلاش سهيم مي گردند . مگر اين كه اين رويكرد به يكي از مسيرهاي ديگر متمايل شود .
مزيت اين روش تمركز نمودن بر روي موضوعات مهم و شناسايي علل ريشه اي آنها با استفاده از داده ها و تحليل هاي اثر بخش به جاي احساسي برخورد كردن است .
كدام صحيح است ؟
رويكرد بهبود استراتژيك مي تواند به سازمان كمك كند تا تمركز خود را روي فرصت هايي با اولويت بالاتر معطوف كند و مديريت تغيير را به بخش هاي مورد نظر محدود نمايد . ولي در مقابل ممكن است باعث احساس ناخوشايندي در افرادي شود كه از فرآيند بهبود كنار گذاشته شده اند . از ديگر مشكلات اين روش ، مي توان به امكان بروز ناهماهنگي بين بخش هايي كه شش سيگما را اجرا مي كنند با بخش هايي كه درگير آن نيستند اشاره نمود .
رويكرد حل مسدله از كمترين پيچيدگي برخوردار است و اين فرصت را به سازمان مي دهد كه با نحوه كاركرد شش سيگما آشنا شود . متأسفانه اين مسير به طور فريبنده اي پر مخاطره است و نمي تواند مشكلات بنيادي سازمان را حل كند ، بعلاوه قادر نيست ديد جامعي از انجام موفقيت آميز تغييرات ايجاد نمايد . عملكرد اين روش مانند خاموش نمودن آتش بدون خارج كردن ماده آتش زا است .
بدون توجه به اين كه سازمان شما در چه سطحي تلاش خود را آغاز نموده است ، مهم آن كه اجراي به درستي انجام پذيرد . شما و همكارانتان بايد وظايف جديدي را كه از سيستم شش سيگما پشتيباني مي كند ، درك كرده و آن را برعهده بگيريد .
كمربند سياه
احتمالاً اين مهمترين نقش در شش سيگما است . كمربند سياه ، فردي است كه به طور تمام وقت جهت رسيدگي به فرصت هاي بهبود و هدايت آنها براي دستيابي به نتايج ، فعاليت مي نمايد . كمربند سياه همكارانش را هدايت ، تشويق و مديريت مي كند ، آموزش و تعليم مي دهد و از آنها مراقبت مي نمايد و تقريباً يك متخصص در بكارگيري ابزارها براي تشخيص مشكلات و حل آنها و يا طراحي فرآيندها و محصولات است .
بدون يك كمربند سياه قوي و خستگي ناپذير ، اغلب تيم هاي شش سيگما اثر بخش و كارا نيستند . كمربند سياه بايد مهارت هاي بسياري داشته باشد ، اين مهارت ها شامل تواناي در حل مسأله ، توانايي جمع آوري و تحليل اطلاعات ، درك سازماني ، تجارب رهبري و مربي گري و قدرت اجرايي مناسب مي شود .
كمربند سياه ارشد
در اغلب سازمان ها ، كمربند سياه ارشد (MBB) معلم ، مربي و يا مشاور كمربند سياهاني ات كه بر روي پروژه هاي گوناگون فعاليت مي نمايند . در اغلب موارد ، كمربند سياه ارشد يك متخصص واقعي در ابزارهاي تحليلي شش سيگما است . كمربند سياهان ارشد غالباً از مدارج بالاي علمي در زمينه مهندسي ، علوم و يا مديريت برخوردار مي باشند .
در اغلب شركت ها ، يك MBB نقش نماينده تحول را در سازمان ايفا مي كند ، كسي كه براي ترويج روش ها و راه حل هاي شش سيگما تلاش مي نمايد . همچنين MBB ممكن است نقش مربي شش سيگما را براي كمربند سياهان يا ساير گروه ها داشته باشد . نهايت اين كه ، يك MBB ممكن است در پروژه هاي شش سيگماي مرتبط ، نظير بررسي نيازهاي مشتري يا تعيين معيارهاي سنجش براي فرآيندهاي كليدي همكاري كند .
كمربند سبز
يك كمربند سبز فردي است كه ، مهارت هاي شش سيگما را غالباً در سطح كمربند سياه آموزش ديده است . كمربند سبز يك شغل واقعي در سازمان دارد و به عنوان عضوي از تيم و يا رهبر پاره وقت تيم شش سيگما فعاليت مي كند . نقش و وظيفه كمربند سبز اين است كه مفاهيم و ابزارهاي جديد شش سيگما را براي فعاليت هاي روزانه سازمان به كار گيرد .
حامي و / يا قهرمان
اين عناوين ، عبارت هايي معمول در شش سيگما معمولاً حامي ، يك مجري و يا يك مدير مهم در سازمان است كه از كمربند سياهان و تيم پروژه حمايت مي كند . قهرمان يا حامي اغلب عضوي از شوراي رهبري و يا كميته رهبري شش سيگما در سازمان است .
مسئوليت هاي قهرمان عبارتند از :
اطمينان يافتن از اين كه پروژه ها در راستاي آرمان هاي اصلي سازمان قرار گرفته اند.
اطلاع رساني در خصوص پيشرفت پروژه ها براي ساير اعضاي تيم رهبري
فراهم كردن منابع مورد نياز مانند ؛ زمان ، پول و كمك گرفتن براي تيم از ديگران
هدايت در بازنگري پروژه ها
بحث و تبادل نظر در خصوص ناسازگاري ها ، تضادها ، هم پوشاني ها و ايجاد ارتباط با ديگر پروژه هاي شش سيگما
رهبر اجرايي
ممكن است اين نقش به نام هاي ديگري نظير قائم مقام شش سيگما يا افسر ارشد سيگما نيز ناميده شود . اين فرد وظيفه هماهنگي بين كل فعاليت هاي شش سيگما را برعهده دارد . وي اغلب در سطح قائم مقام سازمان است و مستقيماً به مدير عامل ، رئيس و يا يكي ديگر از مديران ارشد گزارش مي دهد .
رهبر اجرايي شش سيگما فردي است كه سابقاً متخصص بهبود سازمان ، بهبود كيفيت و يا يك مدير اجرايي ذيصلاح در شركت بوده است . وي از تجارب بالا ، رهبري قوي و توانايي هاي اجرايي مناسبي برخوردار است .

فصل چهارم
فرآيند حل مسأله تيم شش سيگما
قبلاً با عباراتي همچون CTQ (عوامل بحراني براي كيفيت) و يا MBB (كمربند سياه ارشد) آشنا شده ايم . اكنون مهمترين واژه اختصاري در شش سيگما را معرفي مي كنيم : DMAIC
براي هم راستا نمودن فعاليت تيم هايي كه ذاتاً با يكديگر متفاوت مي باشند ، بايد از مدلي مشترك و مناسب استفاده كنيم ، تا اين مدل بتواند هم افزايي لازم را درون تيم ها ايجاد نمايد . پاسخ به اين نياز در شش سيگما ، فرآيند DMAIC (تعريف كردن ، اندازه گيري كردن ، تحليل كردن ، بهبود دادن و كنترل كردن) است . اين فرآيند مجموعه اي انعطاف پذير ولي قدرتمند متشكل از 5 گام مي باشد كه به منظور توسعه و بهبود استفاده مي گردد .
چرخه عمر تيم DMAIC
تقريباً چندين مرحله در چرخه تيم هاي DMAIC وجود دارد .
مرحله اول : تعيين و انتخاب پروژه(ها)
در اين گام ، مديريت فهرستي از پروژه هاي بالقوه شش سيگما را برسسي كرده و اميد بخش ترين پروژه اي كه بايد توسط تيم مورد بحث و بررسي قرار گيرد را انتخاب مي كند .توصيه مي كنيم تا رهبران ، پروژه هايي را را انتخاب كنند كه مبتني بر "2M" مي باشند ، يعني : معني دار و مديريت پذير باشند .
مرحله دوم : تشكيل تيم
به همراه تعيين مسأله ، انتخاب تيم و رهبر تيم (كمربند سياه و يا كمربند سبز) نيز بايد مورد توجه قرار گيرد . رهبران زيرك مي دانند كه حضور افراد در تيم نبايد بر اساس فراغت كاري آنها تعيين شود . اگر شما را براي يك تيم انتخاب نموده اند ، به اين معناست كه شما به عنوان فردي باهوش و پر انرژي شناخته شده ايد تا نتوانيد يك شركت كننده واقعي باشيد.
مرحله سوم : تهيه منشور پروژه
منشور پروژه ، سند مهمي است كه تهيه آن ، راهنماي مستندي را براي اعضاي تيم فراهم مي نمايد ، منشور پروژه مواردي مانند : دليل تعريف پروژه ، هدف ، طرح ريزي اوليه پروژه .
مرحله چهارم : آموزش تيم
آموزش داراي اهميت بالايي در شش سيگما است . البته برخي معتقدند كه واژه «آموزش» براي فراگيري شش سيگما مناسب نيست ، چرا كه بسياري از اوقات «كلاس» صرف انجام كارهاي عملي و آموختن آن به كمربند سياه ها و يا ساير اعضاي تيم مي گردد . در آموزش شش سيگما ، تأكيد بر يادگيري توام ابزارها و فرآيند DMAIC است .
مرحله پنجم : انجام DMAIC و بكارگيري راه حل ها
تقريباً همه تيم هاي DMAIC مسئول به كارگيري راه حل هاي خودشان هستند ، و نبايد اجرا را به گروه ديگري منتقل نمايند .
مرحله ششم : انتقال راه حل
سرانجام تيم DMAIC منحل خواهد شد و اعضاء يا به كارهاي عاديشان باز مي گردند و يا به پروژه بعدي انتقال خواهند يافت . با توجه به اين كه اغلب آنها در زمينه هايي كار مي كنند كه از راه حل هايشان تأثير مي پذيرند ، فعاليت هاي آتي آنها نيز به مديريت در انتخاب راه حل ها و كسب اطمينان از اثربخش بودن مسأله حل شده كمك مي نمايد .
مدل حل مسأله DMAIC
ممكن است بپرسيد چه چيزي DMAIC را متفاوت و يا برتر از ساير تكنيك هاي حل مسأله نموده است . DMAIC به عنوان مجموعه اي از حروف يا مراحل ، فراتر از ساير تكنيك ها نيست . آنچه آن را متمايز مي كند ، فعاليتهايي است كه شما در هنگام طي مسير در طول DMAIC انجام مي دهيد به آن مي رسيد .
مهمترين تفاوت ها و يا مزاياي DMAIC هفت مزيت در زير مي باشد :
اندازه گيري مسأله
تمركز بر روي مشتري
صحه گذاري علل ريشه اي
شكستن عادات گذشته
مديريت ريسك ها
اندازه گيري نتايج
حفظ تغييرات
گام اول : تعريف مسأله
گام اول شرايط اجراي پروژه را مهيا مي سازد و غالباً تيم را با چالش بزرگي مواجه مي سازد . در اين مرحله تيم بايد به سؤالاتي پاسخ دهد . ما روي چه موضوعي كار مي كنيم ؟ علت انتخاب اين مسأله بخصوص چيست ؟ مشتري كيست ؟ نيازهاي مشتري چيست ؟ چگونه اين كار را انجام مي دهيم ؟ منافع حاصل از بهبود كدامند ؟ با پاسخ دادن به اين سؤالات منشور پروژه شكل مي گيرد .
منشور پروژه از سازماني به سازمان ديگر تفاوت مي كند ، اما معمولاً موارد زير را شامل مي گردد .
عوايد سازماني
مسأله / بيان اهداف و فرصت
فرضيات / محدوديت ها
محدوده
افراد و مسئوليت ها
برنامه اوليه
گام دوم : اندازه گيري كردن
پي گيري منطقي مرحله تعريف ، انجام فاز اندازه گيري است ، بعلاوه اين مرحله پلي براي گام بعدي ، يعني تجزيه و تحليل كردن است .
جمع آوري اطلاعات جهت معتبر ساختن و كمي كرد مسأله / فرصت
كشف حقايق و داده هايي كه سرنخ علل اصلي مسأله مي باشند .
تيم هاي شش سيگما سازمان را از منظر فرآيندگرايي مورد توجه قرار مي دهند و آن اساس در خصوص معيازهايي كه مي بايست اندازه گيري شوند تصميم مي گيرند .
تقريباً هميشه ، اولين اولويت تيم DMAIC معيارهاي خروجي است كه به بهترين نحو مسائل كنوني را كمي مي كنند . اين معيارهاي اصلي ، اطلاعاتي هستند كه جهت تكميل منشور پروژه استفاده مي شوند .
گام سوم : تجزيه و تحليل
در اين مرحله تيم DMAIC وارد جزئيات مي شود و درك خود را از فرآيند و مسأله افزايش مي دهد . اگر همه چيز مطابق نظر شما پيش رود علت اصلي مشكل مشخص خواهد شد . هدف اصلي تيم در مرحله تجزيه و تحليل ، يافتن علل ريشه اي است .
برخي از انواع علت ها كه بايد بررسي و كشف شوند ، عبارتند از :
روش ها
ماشين ها
مواد
معيارها
عوامل خارجي
افراد
گام چهارم : بهبود
اين گام كه گام راه حل و اقدام نيز ناميده مي شود ، جايي است كه بسياري از افراد وسوسه مي شوند تا از ابتداي پروژه به سراغ اين مرحله بيايند . در واقع ، عادت شروع به حل مسأله بدون درك آن ، آنقدر قوي است كه ادامه مسير به صورت هدفمند و بر اساس فرايند DMAIC براي تيم بسيار دشوار مي گردد .
زماني كه چندين راه حل بالقوه پيشنهاد شده است ، مجدداً تيم نياز به تحليل دارد . راه حل نهايي و يا مجموعه اي از تغييرات بايد همواره توسط حامي و اغلب توسط تيم راهبري تأييد شوند . اكنون لازم است راه حل بهبود ، انتخاب شده و اجرا شود . برخي از سازمان ها يك Iي ديگر به معني «اجرا» نيز به مراحل موجود افزوده اند و آن را DMAIC مي نامند . منظور از اجرا ، فقط «انجام دادن راه حل» نيست ، راه حل هاي DMAIC بايد به دقت آزمايش و مديريت شوند .
گام پنجم : كنترل
يكي از همكاران ما ، سازمان ها و فرآيندهايشان را به كش هاي لاستيكي تشبيه مي كند . شما مي توانيد بدون تلاش زياد ، شكل آنها را به انواع و اشكال جديد و جذاب تغيير بدهيد . اما به محض اين كه آنها را به حال خود واگذار مي كنيد ، ناگهان در مي روند و به شكل قبلي خود باز مي گردند ! جلوگيري از بازگشتن به سوي عادات و فرآيندهاي گذشته ، هدف اصلي مرحله كنترل است .
فعاليت هاي مرحله كنترل كه توسط كمربند سياهان و تيم هاي DMAIC انجام مي شود عبارتند از :
توسعه يك فرآيند پايش جهت پيگيري تغييرات اعمال شده
ايجاد يك طرح پاسخ براي حل مسائلي كه ممكن است پيش آيند .
كمك به متمركز كردن توجه مديريت بروي چنند مشخصه بحراني ، كه در خصوص نتايج پروژه (Y) و معيارهاي كليدي فرآيند (X) ها مؤثر بوده اند .
از ديد كاركنان ، لازم است تا تيم :
گزارش پروژه را به صورت مناسبي ارائه نمايند .
مسووليت پروژه را به افرادي كه به صورت روزمره كار انجام مي دهند ، انتقال دهند.
از پشتيباني مديريت در خصوص اهداف بلند مدت پروژه اطمينان يابند .

فصل پنجم
راهنمايي براي موفقيت شش سيگما
يكي از اصولي كه در شش سيگما به آن اعتقاد داريم اين است كه كاركنان نزديك به فرآيند بهترين افرادي هستند كه مي توانند براي بهبود آن كار تجهيز شوند . شش سيگما بر شما ، به عنوان يكي از كاركنان سازمان ، تأثيراتي خواهد داشت ، در اين فصل علاوه بر بررسي برخي از اين تأثيرات ، فرصتها و چالشهايي كه ممكن است با آن مواجه شويد نيز پرداخته مي شود .
اداره كردن تغييرات شش سيگما
تجربه ورود به گردباد تغييرات سازماني مي تواند الهام بخش نيز باشد ، اما گاهي اوقات باعث ايجاد ترس هم مي شود هنگامي كه رهبران سازمان متعهدانه تلاش هايي را در جهت توسعه شش سيگما به انجام مي رسانند ، باز هم امكان دارد تا بسياري از سؤالات بدون پاسخ باقي بمانند . معمولاً هدف از پاسخ ندادن به اين گونه از سئوالات ، نگهداشتن افراد در تاريكي نيست .
رهبران به تنهايي قادر به پيش بيني تمام سؤالات ، و در نتيجه پاسخ به سؤالاتي نظير «اين كار چه تأثيري بر من خواهد داشت» نيستند .
استفاده از شش سيگما ، تلاشي روزمره و مرحله به مرحله نيست ، بلكه تجربه اي توام با يادگيري است كه به تدريج رشد مي كند .
مي توانيم در خصوص اين كه چه چيزي رخ خواهد داد و چگونه آن را پاسخ دهيد ، به نكاتي اشاره كنيم .
مبحث اول : دعوت به پيوستن در تيم شش سيگما
اين موضوع چه معنايي دارد ؟
كمربند سياهان شش سيگما و حاميان پروژه مي دانند كه دعوت كردن از هر كسي براي حضور در تيم ، كار مناسبي نيست ، بنابراين به دنبال افرادي هستند كه استعداد و آگاهي لازم را داشته باشند .
چگونه موفق شويم ؟
اغلب ، فراخوان پيوستن به تيم شش سيگما يكي از آن پيشنهاداتي است كه نمي توان آن را نپذيرفت . به طور كلي ، اگر تيم قرار باشد بر روي يك پروژه مرتبط با كار شما فعاليت كند آنگاه توصيه هاي شما نيز مي تواند سازنده باشد .
برخي از مهمترين عوامل موفقيت عبارتند از :
يك قهرمان متعهد
زمان موجود
نفوذ يا كنترل
هماهنگي با ديگر تلاش ها
پاسخگويي
اينها تنها بخشي از مهمترين مواردي هستند كه مي توانند مورد توجه قرار گيرند .
مبحث دوم : شركت در آموزش هاي شش سيگما
اين موضوع چه معنايي دارد ؟
دوره هاي آموزش شش سيگما مي توانند طولاني باشند ، مثلاً از 4 تا 5 هفته . همچنين ابزارها و مهارت هايي كه فرا مي گيريد فوق العاده هستند و علاوه بر كاربرد در تيم DMAIC ، مي توانند براي مشاركت در فعاليتهاي روزمره سازمان نيز بسيار مفيد باشند .
چگونه موفق شويم ؟
در صورتي كه دوره هاي آموزشي كيفيت را گذرانده باشيد يا در پروژه هاي بهبود فرآيند درگير بوده ايد ، ممكن است احساس كنيد كه اين دوره آموزشي ، تكراري ، اضافي و يا همان مطالب گذشته است اما پس از آغاز دوره مطمئناً متوجه خواهيد شد كه مطالب و نكات ظريف زيادي وجود دارند كه براي يادگيري مطرح مي گردند و همين مطالب هستند كه باعث موفقيت پروژه هاي شش سيگما مي شوند .
برخي از موارد مرتبط با دوره آموزشي DMAIC عبارتند از :
كوتاه بودن زمان
تسلط بر آمار
به طور كلي با وجود كار بسيار و دشواريهاي بسياري كه دوره هاي آموزشي شش سيگما دارند ، اغلب افراد از اين دوره ها لذت برده و به اين دوره ها به هنوان عامل مؤثر در پيشرفتشان مي نگرند .
مبحث سوم : تشكيل تيم DMAIC براي بهبود فرآيند كاري شما
اين موضوع چه معنايي دارد ؟
قطعاً به اين معنا نيست كه بيش از 60 دقيقه توسعه تيمي مورد سؤال و جواب قرار بگيريد ، بلكه تأييدي است مثبت به وجود موقعيت هاي بهبود در واحد شما . در فرآيند DMAIC تأكيد بر چرايي مسأله مي باشد ، نه اين كه چه كسي باعث آن شده است .
چگونه موفق شويم ؟
اولاً ، بدانيم كه تيم شش سيگما دشمن شما نيست . اگر فرآيندهاي كاري شما براي مديريت آنقدر مهم است كه اقدام به تشكيل يك تيم كند ، حتماً اهميت اين فرآيندها بقدري است كه اقدام به بهبود را نيز به همراه آورد . همراهي با ديگران در همان مراحل اوليه ، باعث افزايش شانس شما ، در مؤثر بودن نقشتان مي گردد .
مبحث چهارم : همكاري براي جمع آوري داده ها
اين موضوع چه معناي دارد ؟
پس از اين كه آموختيد پروژه DMAIC ، تمركزش روي موضوعات كاري شما است ، معمولاً از شما خواسته مي شود تا در جمع آوري داده ها مشاركت نمائيد .
چگونه موفق مي شويم ؟
اگر چه ممكن است اندازه گيري بحث برانگيز باشد ، اما عموماً دشوار و سخت نيست . غالباً تيم هاي DMAIC براي جمع آوري ساده و آسان اطلاعات ، تشويق و ترغيب مي شوند . شما با رعايت موارد زير مي توانيد فعاليتهاي تيم را در اين گام ، مؤثرتر نماييد .
داده ها را به درستي ثبت كنيم .
در جمع آوري اطلاعات ، سازگاري و ثبات داده ها را مد نظر قرار دهيد .
سؤالات خود را مطرح كنيد .
پيشنهاداتتان را ارائه كنيد .
مبحث پنجم : همكاري در اجراي راه حل فرآيند
اين موضوع چه معنايي دارد ؟
خوب ، قرار است يكسري تغييرات صورت پذيرد ، شما هم مي توانيد در بكارگيري اين تغييرات كمك نموده و يا از حل مسأله فرار كنيد . شما بايد تصميم بگيريد و يكي از راه حل ها را انتخاب نماييد .
چگونه موفق شويم ؟
انتخاب يك موقعيت انفعالي توسط شما باعث مي شود تيم به عنوان فردي غير فعال به شما بنگرند . با اين كار تجربه و آموزش با ارزشي به دست خواهيد آورد و نيز به عنوان يكي از پيشگامان معرفي خواهيد شد . يك رهبر باشيد و نه فقط يك تمام كننده و يا نجات يافته شش سيگما .
بهبود مهارت هاي شغلي شما به واسطه شش سيگما
تا اينجا به طور مستقيم عنوان نكرديم كه شش سيگما براي شما چه فوايدي دارد . اين بدين معنا نيست كه نمي توان به شما اطمينان كرد كه تا در خصوص شش سيگما نهايت سعي خود را به كار بنديد . علاوه بر مطالبي كه در شش سيگما به شما ارائه مي شود ، مزاياي ديگري نيز وجود دارد . اين مزايا را به طور خلاصه 3E مي ناميم .
تجربه
به عنوان يك عضو تيم ، مجموعه اي از ابزارهاي قدرتمند و مهم جهت بهبود يا طراحي مجدد فرآيند ، را خواهيد آموخت . بر فرآيند DMAIC كه اكنون به عنوان يك استاندارد صنعتي جديد براي حل مسأله مطرح است تسلط خواهيد يافت و اين توانايي را به دست خواهيد آورد كه نتايج واقعي ناشي از پروژه ها خودتان را نشان دهيد .
توانايي انجام كارها و تعداد دستاوردهاي شما حاكي از اشتياق رسيدن به اهداف تجاري است . بدون توجه به سابقه و تجارب تخصصي تان اعم از : فني ، عملياتي ، فروش و يا منابع انساني ، تجربه شش سيگما نگرش مديريتي جامعي را در اختيار شما قرار خواهد داد كه در ادامه حرفه شما ، بسيار گرانبها خواهد بود .
ارائه توانمندي ها
تعداد روش هايي كه در مقايسه با حضور در يك پروژه شش سيگما مي تواند منجر به كسب بهتر و سريع تر تجربه گردد محدود است . در حقيقت شش سيگما راهي را به منظور آزمايش پتانسيل افراد در همه سطوح سازمان ، به رهبران سازمان نشان مي دهد .
هيجان
جذابيت و سرگرمي در شش سيگما بيشتر از ساير موفقيت هاي كارهاي گذشته به چشم مي خورد . شش سيگما باعث مي شود تا درگير در موضوعات واقعي شويد و توانايي هاي شما را در انجام كارها . درك كار گروهي و ايجاد تغييرات افزايش مي دهد .
آگاهي
چهارمين E ؟ بله ، ممكن است كمي بعيد باشد ، ولي غير ممكن نيست . در شش سيگما مي آموزيم كه به جاي توجه به برداشت هاي اوليه بايد واقعيات را مورد توجه قرار دهيم . نهايتاً برخي از افراد در مي يابند كه اين نوع نگرش به مشتري ، فرآيند و اطلاعات ، تفاوتي را در نوع نگرش آنها به دنيا و تعريف نمودن مسائل آن ايجاد نموده است .

فصل ششم
نگاهي به جعبه ابزار شش سيگما
هر تكنيكي كه به فهم ، مديريت و بهبود بهتر يك سازمان يا يك فرآيند كمك كند مي تواند به عنوان يكي از ابزارهاي شش سيگما معرفي گردد ، اما بعضي از تكنيك ها هستند كه به عنوان ابزارهاي كليدي ، در برنامه ريزي و اجراي پروژه هاي شش سيگما شناخته شده اند . براي سهولت ، اين ابزارها را در چهار دسته گروه بندي نموده ايم . اولاً اين دسته بندي كامل نيست و ثانياً بسياري از ابزارها مي توانند در جاهاي مختلفي استفاده شوند .
ابزارهاي توليد ايده و سازماندهي اطلاعات
طوفان فكري
نقطه شروع بسياري از ابزارهاي شش سيگما ، طوفان فكري يا تكنيك خلق ايده است . هدف اصلي طوفان فكري ، تهيه فهرستي از گزينه ها براي يك فعاليت و يا يك راه حل مي باشد ، اغلب فهرستي طولاني از گزينه ها به يك انتخاب نهايي منتج مي گردد .
مشكل مربوط به طوفان فكري اينست كه همه فكر مي كنند ، خيلي خوب اين كار را انجام مي دهند . واقعيت نشان مي دهد كه جهت ايجاد خلاقيت واقعي ، لازم است كه كار با برنامه و به شكل منظمي انجام پذيرد .
نمودار خويشاوندي
نمودار خويشاوندي ، روشي براي گروه بندي ايده ها و يا گزينه ها است . اين نمودار معمولاً پس از طوفان فكري و جهت كمك در تركيب و ارزيابي ايده ها ، به كار مي رود .
رأي گيري گروهي
تيم ها از رأي گيري گروهي جهت كاهش دادن فهرست ايده ها يا گزينه ها ، استفاده مي كنند . اين تكنيك بسياري از مواقع در ارائه طوفان فكري به كار مي رود .
نمودار درختي
نمودار درختي جهت نمايش ارتباط يا سلسله مراتب ايده هاي منتج از طوفان فكري بر گرفته مي شود . همچنين با استفاده از اين رويكرد مي توانيد نيازهاي اصلي مشتري همانند ارزش مناسب را به نيازهاي مشخص تر ، مانند ؛ هزينه نصب كم ، تعميرات و نگهداري كم و... مرتبط نمايد .

شكل 6-1 : ساختار درختي . روش هاي مختلف بسياري جهت استفاده از اين ابزار ، وجود دارد .
نقشه كلي فرآيند (نمودار SIPOC) :
SIPOC ، مخفف كلمات : تأمين كننده . ورودي ، فرآيند ، خروجي و مشتري است . SIPOC در مرحله تعريف كردن DMAIC ، مورد استفاده قرار مي گيرد . اغلب براي مصور كردن فرآيندهاي اصلي سازمان سازمان ، SIPOC به تكنيك هاي ديگر ترجيح داده مي شود .
از اين نمودار جهت نمايش فعاليت ها و زير فرآيندهاي اصلي به همراه چهارچوبي از فرآيند ، كه توسط تأمين كنندگان ، ورودي ها ، خروجي ها و مشتريان مشخص شده است استفاده مي گردد . يك نمودار SIPOC به تعريف محدوده و عناصر بحراني يك فرآيند ، بدون پرداختن به جزئيات بسيار كه باعث از بين رفتن مسأله اصلي مي شود ، كمك مي كند .

شكل 6-2 : نمودار SIPOC براي فرآيند اجاره دادن كالا . البته در اين مثال ، نيازمندي ها در هر بخش نيز به كمك مستطيل هاي خط چين اضافه شده است .

ریسرچ-مقاله/7 (112)

كاربرد اين روش يشستشوي فيزيكي تك مرحله‌اي در چندين شناسايي و مشخصات پيوند از طريق ايمونوفلورسنت (ميكروسكوپي) آزمايش شد.

شكل 4 درصد پوشش سطح بخش يوند ميكاي چهل كه در طول يك مرحله ودو مرحله شستشو بدست آمده است.
9 چسبندة ميكاي قوي و 11 دندانه‌دار را با استفاده از شستشوي فيزيكي تك مرحله‌اي مشخص كرديم. هيچ چسبندة ضعيفي در بين 20 توالي انتخابي بدست نيامد. اگر چه تنها مقدار كمي از مجموعه‌ها مشخص شدند در يك مرحله شستشوي فيزيكي ، درصد چسبنده‌اي قوي بازيابي شده در تمام مجموعه پپتيدهاي انتخابي %45 بود. تصاوير AFM از سطح بدست آمده پس از شستشوي فيزيكي تنها نيز شبيه آنايي كه در انتهاي دو مرحله شستشو انجام شده بود يعني شستشوي شيميايي و سپس فيزيكي (شكل b2). احتمال دستيابي به مقدار عنصري چسبنده‌ها قوي توسط فقط استفادة شستشوي فيزيكي به وضوح ثابت كنندة ارزش اين روش به صورت يك روش جديد در انتخاب نمايش فاژ مي‌باشد (جدول 3).

شكل 5 تعداد فاژها پاك شده از سطح ميكا در طول يك EB1(بافر شستشوي 1) و سپس 3EB (بافر شستشوي 2) در ادامه بوسيله فراصوت شسته شده است.
به طور قطع كاربرد كوتاه‌ مدّت و استفاده از بافر PC بدون صابون مزيت‌هاي مهّم ديگري در اين روشِ جديد مي‌باشد. استفاده از روش جديد مسئله بي ثباتي مواد ، كه مي‌تواند عيب مهّم روش‌هاي سنّتي بخاطر استفاده از مواد شيميايي شديد كه مي‌تواند صرف نظر شود باشد.
نتايج
ما فراصوت را به صورت يك روش شستشوي فيزيكي براي زدودن فاژ پيوند قوي جهش يافته از سطح جامد در طول انتخاب پپتيدهاي پبوند غير آلي بكار برديم.
جدول 3 بخش‌هايي و سطح پوشيده شده حاصله از چسب‌هاي ميكايي بدست آمده از شستشوي فيزيكي تنها (چسب‌‌هاي قوي‌تر با حروف درشت نشان داده شده است ، M : چسب متوسط ، S : چسب قوي)

روش بسيار كارآمد و بسادگي استفاده شد. اين يك مرحلة ضروري براي زدودن پپتيدهاي قوي از يك شالودة جامد داده شده در طول فرآيند انتخاب تركيب زيستي مي‌باشد. ابتداي كار چسبنده‌هاي قوي منتخب يك نياز در كاربردهاي جزئي به صورت پيوندهاي مولكولي و بنا كننده‌ها. مطالعات مشخصه پيوند نشانگر تعداد بيشتر پيوندهاي قوي بازيابي شده از سطح ميكا از طريق كاربرد فراصوت پس از شستشوي شيميايي بود. استفاده از يك شستشوي يك مرحله‌اي فيزيكي در نمايش فرآيند انتخاب فاژ ضريب خروج چسبنده‌ها از سطح ويژة جامد را افزايش داد ، و در زمان كلي ، كوتاه شدن زمان براي بيوپنينگ نياز بود. اين روش جديد شستشوي فيزيكي تنها سرعت انتخاب پيوندهاي غير آلي پپتيدي را در حالي كه باقي روي سطح جامد غير آسيب ديده‌اند را افزايش داد. كار اضافي در اين راه استفاده از روش جديد براي تعدادي مواد با سطح مشخصه‌هاي متفوت بود ،اثر مراحل شستشوي شيميايي و فيزيكي سطوح اين مواد بررسي شود.



قیمت: 100 تومان

ریسرچ-مقاله/7 (111)

شير ترمزاتوماتيك درون خود شامل 8 شير مي باشد:
شير رله
شير رگلاتور
شير قطع و وصل لوله اصلي
شير تخليه سريع
شير اضطراري
شير لغو ترمز جريمه
شير قطع ووصل مخزن تعادل
شير خروسكي
لازم به ذكر است كه علاوه بر آنچه ذكر شد دو شير يكسو كننده ( چك ولو) نيز موجود مي باشد كه عملكردشان مانند ساير شيرهاي يكسو كننده ، عبور دادن جريان در جهت خاصي است.
3-1 شير رله
وظيفه اين شير تغذيه و يا تخليه لوله اصلي است . اين شير داراي يك ديافراگم و دو سوپاپ تغذيه و تخليه مي باشد ، كه هر دو سوپاپ با توجه به فشار پشت ديافراگم عمل مي نمايند.
در صورتي كه فشار پشت ديافراگم افزايش يابد سوپاپ تغذيه باز شده و به همان مقدار فشار هوا را به داخل لوله اصلي هدايت مي كند. و در صورتي كه فشار هوا پشت ديافراگم كاهش يابد به همان ميزان فشار لوله اصلي را از طريق سوپاپ تخليه خود كاهش مي دهد . لازم به ذكر است كه هواي پشت ديافراگم متصل به مخزن تعادل و سوپاپ P2A مي باشد. بنابر اين هر گونه كاهش فشار در مخزن تعادل كه به واسطه قرار دادن دسته ترمز شش دنده در حالت سرويس و يا عملكرد سوپاپ P2A ( ترمز جريمه ، براي مقاصد ايمني ) رخ دهد باعث كاهش فشار پشت ديافراگم و در نتيجه عملكرد شير رله مي شود . ضمنا افزايش فشار در مخزن تعادل به واسطه قرار دادن دسته سوپاپ شش دنده در حالت هواگيري باعث افزايش فشار پشت ديافراگم و عملكرد شير رله جهت تغذيه لوله اصلي مي شود.
به عبارت ديگر ميزان فشار مخزن تعادل توسط شير رله براي نمونه لوله اصلي رله مي شود.
شماره رنگ در نقشه نام لوله نقش
لوله 5 رنگ نارنجي لوله كنترل مخزن تعادل ورودي
لوله 1 رنگ سبز لوله اصلي خروجي
لوله 30 رنگ قرمز مخزن اصلي مدار قدرت
جدول 3-1 مسيرهاي مرتبط با رله ولو
مجموعه شير رله مجهز به دو شير مي باشد كه عبارتند از :
شير تغذيه
شير تخليه
در زمان هواگيري ، هنگامي كه ديافراگم به سمت راست حركت كند، يعني زماني كه فشار مخزن تعادل بيشتر از فشار لوله ترمز باشد. شير تغذيه باز مي شود و هوا به درون لوله اصلي راه مي يابد. ( شكل 3-1 ) . به اين ترتيب كه ديافراگم به ميله متصل به خود ( صورتي رنگ ) فشار مي آورد ، و حركت ميله باعث حركت قسمت نارنجي در درون قسمت زرد مي شود و با حركت قسمت نارنجي ، شير باز مي شود . قسمت زرد رنگ در جاي خود توسط خار ثابت است.

شكل 3-1 شير تغذيه و تخليه رله ولو
در زمان ترمز ، هنگامي كه ديافراگم به سمت چپ حركت كند ، يعني زماني كه فشار مخزن تعادل كمتر از فشار لوله اصلي گردد ، شير تخليه باز مي شود و اجازه مي دهد تا هواي لوله اصلي از طريق اريفيس X به اتمسفر راه يابد . به اين ترتيب كه با حركت ديافراگم به سمت چپ ميله متصل به آن نيز حركت مي كند و قسمت آبي رنگ در درون قسمت سبز رنگ به سمت چپ مي رود و شير تخليه باز مي شود .

شكل 3-3 نقشه انفجاري اجزا تشكيل دهنده
2-1-1 شير رله در حالت هواگيري
در حالت هواگيري فشار هواي سمت چپ ديافراگم ( فشار مخزن تعادل) بيشتر از فشار سمت راست مي باشد، بنابر اين ديافراگم را به سمت راست فشار مي دهد و شير تغذيه به همراه آن باز مي شود . به اين ترتيب هواي مخزن اصلي ( قرمز ) از شير تغذيه عبور مي كند و فشار لوله اصلي ترمز را تامين مي كند( لوله 1 را شارژ مي كند) همچنين يك شاخه از اين هوا پس از عبور از يك اريفيس محفظه سمت راست ديافراگم را پر مي كند.
هنگاميكه اين فشار بافشار سمت چپ ديافراگم برابر شد ديافراگم به حالت تعادل بازگشته و شير تغذيه بسته مي شود.
3-1-2 شير رله در حالت تعادل
در شير رله هنگام وضعيت تعادل (LAP) فشار سمت چپ و راست ديافراگم برابر است، لذا هم شير تغذيه (1) و هم شير تخليه(2) بسته مي باشد.
وظيفه رله ولو را در حالت تعادل مقاومت در برابر نشتي است . به اين ترتيب كه با كاهش جزئي در فشار لوله اصلي فشار سمت راست ديافراگم كاهش يافته و ديافراگم به سمت چپ حركت مي كند در نتيجه شير تغذيه به مقدار جزئي باز مي شود ، در نتيجه هواي مخزن اصلي نشتي لوله اصلي را جبران مي نمايد..
3-1-3 شير رله درحالت سرويس
كاهش فشار مخزن تعادل و بالتبع كاهش فشار سمت چپ ديافراگم ، همانطور كه ذكر شد ، باعث باز شدن شير تخليه مي شود و فشار لوله اصلي از طريق اريفيس X به بيرون تخليه مي شود.

شكل 3-4 – شير رله در وضعيت سرويس
3-2 شير رگلاتور
وظيفه اصلي اين شير تنظيم مخزن تعادل مي باشد ، تا به اين وسيله بتوان فشار مورد استفاده در لوله اصلي ترمز را كنترل نمود. تنظيم فشار مخزن تعادل شامل موارد زير مي باشد:
هواگيري مخزن تعادل
تخليه و كاهش فشار مخزن تعادل
تنظيم فشار مورد نظر براي لوله اصلي با تنظيم فشار مخزن تعادل
ثابت نگه داشتن فشار، يا به عبارت ديگر مقاومت در برابر نشتي دروضعيت تعادل مخزن تعادل الماني در خارج از مجموعه شير ترمز اتوماتيك مي باشد . اين مخزن توسط لوله شماره 15 هواگيري مي شود ، و فشار آن از مسير ديگري ( لوله 5 ) مجددا به مجموعه شير ترمز شش دنده ، و به شير رگلاتور باز مي گردد. بنابر اين لوله هاي 5 و 15 هر دو به مخزن تعادل متصل مي باشند.
شكل 3-5 طرح شماتيك شير رگلاتور را نشان مي دهد.

شكل 3-5- طرح شماتيك شير رگلاتور
لوله هاي مرتبط با اين شير عبارتند از :
لوله شماره 30 ( لوله متصل به مخزن اصلي )
لوله شماره 15 ( لوله شارژ مخزن تعادل)
لوله شماره 5 ( لوله كنترل مخزن تعادل)
تحريك اين شير به وسيله بادامك واقع بر روي شفت دسته ترمز اتومامتيك صورت مي گيرد . به اين ترتيب كه مقدار خروج هوا را مي توان با مقدار فاصله ايجاد شده توسط بادامك تعيين نمود.
علاوه بر اين ، شير مجهز به يك پيچ تنظيم (A) مي باشد، كه پيش از حركت قطار توسط آن فشار مورد نظر مخزن تعادل ( و بالتبع فشار لوله اصلي ترمز ) را تعيين مي كنيم.
به اين ترتيب ورودي و خروجي هاي شير رگلاتور را مي توان به اين ترتيب بر شمرد:
ورودي ها و خروجي ها نقش
حركت بادامك بر روي شفت دسته ترمز ورودي
مقدار پيچش، پيچ تنظيم A ورودي ثابت
فشار لوله 5 برگشت از مخزن تعادل ورودي
فشار لوله 5 منتهي به شير رله خروجي
فشار لوله 15 منتهي به مخزن تعادل خروجي
لوله شماره 30( متصل به مخزن اصلي) مدار قدرت
جدول 3-2 ورودي ها و خروجي هاي شير رگلاتور
به منظور تنظيم فشار مخزن تعادل ، لازم است تا شير توانايي هواگيري و تخليه مخزن تعادل را داشته باشد. به همين منظور دو شير به همين نام در مجموعه شير رگلاتور وجود دارد . ( شكل 3-6 )

شكل 3-7- نقشه انفجاري اجزا شير رگلاتور
3-2-1 شير رگلاتور در وضعيت هواگيري
هنگامي كه دسته ترمز در وضعيت هواگيري قرار مي گيرد، بادامك موجود بر روي شفت دسته ترمز در وضعيتي قرار مي گيرد كه بيشترين برامدگي را در مقابل شفت دارد و در اثر نيروي فنر شير تغذيه ( قسمت
آبي كم رنگ ) تا انتها به سمت چپ حركت مي كند. در اين وضعيت ميله سبز رنگ ( سوپاپ اببندي شير تغذيه رگلاتور كه بايد با يك رنگ ديگر مشخص شود) از دهانه شير فاصله مي گيرد و شير تغذيه باز مي شود.

شكل 3-9 شير رگلاتور در وضعيت سرويس
با باز شدن شير تغذيه هواي لوله 30 (زرد ) به لوله 15 ( قرمز رنگ ) راه مي يابد و مخزن تعادل را شارژ مي كند يك قسمت از هواي لوله 15 توسط يك اريفيس به سمت چپ ديافراگم شير منتقل مي شود اين بخش از هوا وظيفه دارد زماني كه فشار لوله هاي 5 و 15 و به تبع آنها مخزن تعادل به مقدار تعيين شده رسيد با انتقال فشار موجود به سطح ديافراگم و با غلبه بر نيروي فنر آن باعث حركت ديافراگم و قسمت سبز رنگ به سمت چپ و در نتيجه بسته شدن شير تغذيه رگلاتور گردد در اين حالت فشار هوا متناسب با فشار تنظيم شده فنر مي باشد و هواگيري مخزن تعادل كامل است .
3-2-2 شير رگلاتور در وضعيت سرويس
در وضعيت سرويس به نسبت دسته ترمز هواي مخزن تعادل تخليه مي گردد. در اين حالت هر چه قدر دسته شش دنده را به سمت ميدان ترمز حركت دهيم از ارتفاع بادامك مقابل شير رگلاتور كاسته مي شود و در نتيجه در اثر نيروي فنر ( اسم مشخص شود) ، شير تغذيه ( قسمت آبي كم رنگ ) به سمت راست حركت مي كند ، ميله سبز ( سوپاپ اببندي تخليه رگلاتور كه با يك رنگ ديگر بايد مشخص شود) ( توسط نيروي فنر داخل سوپاپ تخليه ) ( قسمت ابي پر رنگ ) به سمت راست مي آيد و شير تخليه باز مي شود . با باز شدن شير تخليه لوله 15 ( لوله هواگيري مخزن تعادل) به خارج راه مي يابد.

شكل 3-9 شير رگلاتور در وضعيت سرويس
زماني كه ( به قدر كافي از فشار مخزن تعادل كاسته شد نيروي فنر مربوط به پيچ تنظيم A با غلبه بر فشار هواي پشت ديافراگم كه به ميزان فشار مخزن تعادل است باعث حركت ديافراگم و شير تخليه ( ابي پر رنگ ) به سمت راست شده و شير تخليه بسته مي شود.
3-3 شير قطع و وصل لوله اصلي ترمز
اين شير براي قطع جريان هوا ميان شير رله ولو و لوله اصلي ترمز مي باشد . در اصل شير قطع و وصلي است كه اجازه مي دهد تا فرمان از شير ترمز اتومامتيك به لوله اصلي برسد.
تحريك اين شير هوايي است . اگر شير خروسكي در وضعيت خارج از مدار قرار گيرد (OUT) و يا در هنگام گسيختگي قطار و در اثر تحريك شدن شير 1-A كه لوله 53 ( لوله قطع و وصل لوله اصلي) هوادار مي شود.
همچنين در هنگامي كه دسته ترمز در وضعيت Handle- off و يا ترمز اضطراري قرار داده مي شود و فشار لوله اصلي به كمتر از 10psi تقليل مي يابد اين شير بسته مي شود.

شكل 3-10- اجزا شير قطع و وصل لوله اصلي

شكل 3-12 نقشه انفجاري اجزا شير قطع و وصل لوله اصلي
3-3-1 شير قطع و وصل لوله اصلي در حالت باز
هواي سبز از شير رله مي آيد و اگر شير باز باشد هواي زرد را ايجاد مي كند. در حالت عادي شير باز است و سيگنال قطع و وصل لوله اصلي ( لوله 53) هوا ندارد. به علاوه لوله اي كه به طرف شير تخليه سريع مي رود ، فشار ثابتي دارد و در پشت شير تخليه سريع در محفظه كوچكي متوقف مي شود ، و عملا بي تاثير است .
در اين حالت فشار هواي سبز بر نيروي فنر غلبه مي كند و شير را باز مي كند و به راه خود جهت شارژ لوله اصلي ادامه مي دهد.
3-3-2 شير قطع و وصل در حالت بسته
در حالتي كه شير خروسكي در حالت قطع قرار داده شود و يا لوله 53 هوا دار شود چون در هر دو حالت فشار 140psi به پشت شير قطع ووصل ارسال مي شود و اين فشار بيش از فشار لوله اصلي است باعث بسته شدن اين شير و در نتيجه مسدود شدن مسير جريان هواي شير رله ولو به لوله اصلي مي شود.
همچنين اگر فشار لوله اصلي به كمتر از 10psi تقليل يابد، در اثر نيروي فنر اين شير بسته مي شود . و به دو علت ممكن است فشار لوله اصلي به كمتر از 10psi برسد.
قرار گرفتن شير ترمز در وضعيت Handle- off
قرار گرفتن شير ترمز در وضعيت اضطراري
3-4 شير تخليه سريع
شير تخليه سريع كه توسط يك بادامك برروي شفت دسته ترمز كنترل مي شود ، هنگاميكه دسته ترمز در وضعيت اضطراري قرار گيرد فشار لوله اصلي را به سرعت به هواي آزاد تخليه مي كند.

شكل 3-12 شماتيك اجزا شير تخليه سريع
قسمت بنفش ( شكل 3-12) در جاي خود ثابت است ، و قسمت سبز در آن مي تواند حركت كند. نيروي بادامك مي تواند قسمت سبز را به سمت چپ براند و شير را باز كند و در نبود نيروي بادامك نيروي فنر قسمت سبز را در سمت راست نگه مي دارد. محفظه پشت شير تخليه سريع عملا كاري انجام نمي دهد و تنها در حكم مخزني كوچك است.

جدول 3-4 ورودي و خروجي شير تخليه سريع

شكل 3-13 نقشه انفجاري اجزا شير تخليه سريع

شكل 3-14 لوله هاي متصل به شير تخليه سريع
3-4-1 شير تخليه سريع در حالت بسته
در اين وضعيت هواي زرد ( شكل 3-14 ) كه از شير قطع و وصل لوله اصلي مي آيد از بالا وارد مي شود و بدون تغييري از سمت پايين خارج مي شود.
3-4-2 شير تخليه سريع در حالت باز
با قراردادن دسته ترمز در وضعيت ترمز اضطراري ، در اثر تحريك بادامك و عقب رانده شدن قسمت سبز رنگ ، شير تخليه سريع باز مي شود و هواي لوله اصلي به مقدار مشخصي به اتمسفر تخليه مي شود.
3-5 شير اضطراري
شير اضطراري يك شير اسپولي ( قرقره اي ) مي باشد كه توسط بادامكي كه بر روي شفت دسته سوپاپ ترمز اتوماتيك قرار دارد تحريك مي شود . اين شير تنها دو وضعيت تحريك و عدم تحريك دارد لذا در تحليل آن حالت گذرا در نظر گرفته نمي شود.
3-5-1 شير اضطراري در حالت عدم تحريك
در اين حالت در اثر نيروي فنر اسپول در سمت راست قرار دارد . به جز در حالت قراردادن دسته ترمز در وضعيت اضطراري اين شير در وضعيت عدم تحريك است . در اين حالت لوله 12 به اتمسفر متصل است.

شكل 3-15 شير اضطراري
3-5-2 شير اضطراري در حالت تحريك
با قراردادن دسته شش دنده در حالت ترمز اضطراري اين شير تحريك مي گردد و اسپول آن به سمت چپ حركت مي كند در اين حالت ارتباط لوله ها چنين است :
لوله 5 به اتمسفر
لوله 12 به 30
در اين شرايط هواي مخزن تعادل به هواي ازاد تخليه مي شود و لوله 12 پس از اتصال به لوله 30 به ميزان 140psi هوادار مي شود اين فشار هوا از طريق لوله 12 به قسمتهاي مختلفي در خارج از مجموعه شش دنده ارسال مي گردد:
به سوپاپ الكترونيوماتيكي PCS جهت بي بار كردن موتور در اين وضعيت .
به سوپاپ الكترونيومتيكي ESS جهت انجام عمل شن پاشي بر روي سطح ريل به منظور ايجاد اصطكاك بيشتر بر روي سطح ريل.
به سوپاپ سلكتور جهت تاكيد بر اتصال مسيرهاي داخلي 4 به 16 آن به جهت ارسال فرمان ترمز در هر دو حالتهاي يدك و راهنما به سوپاپ رله ولو جي j-1 وان جهت انجام عمل ترمز در ديزل.
3-6 شير لغو ترمز جريمه ( Suppression)
شير لغو ترمز جريمه يك شير اسپولي ( شير راه دهنده) مي باشد كه توسط بادامك ( بر روي شفت دسته سوپاپ ترمز اتوماتيك) تحريك مي شود. لذا در تحليل اين شير حالتهاي گذرا در نظر گرفته نمي شود.
ارتباط لوله ها را مي توان در شكل 3-17 و نيز در جدول 3-5 مشاهده نمود. حالات مختلف اين شير را به سه دسته مي توان تقسيم نمود:
حالت تحريك
حالت عدم تحريك
عملكرد در وضعيت سرويس
3-6-1 حالت تحريك:
با قرار دادن دسته شش دنده در حالت لغو ترمز جريمه بادامك مقابل اسپول اين شير آنرا به سمت چپ حركت داده و باعث اتصال لوله 30 به 26 مي شود. ارسال اين فشار هوا به لوله 26 كه به سوپاپ P2A منتهي مي شود باعث برگشت سوپاپ P2A از حالت ترمز جريمه مي شود.

شكل 3-16 شماتيك اجزا شير لغو ترمز جريمه

شكل 3-17 ارتباط لوله ها در حالتهاي مختلف

جدول 3-5 ارتباط لوله ها در وضعيتهاي مختلف
3-6-2 حا لت عدم تحريك
اين حالت با قراردادن دسته ترمز در وضعيت هواگيري روي مي دهد. در اين حالت اسپول شير توسط نيروي فنر خود به سمت راست هل داده مي شود و لوله 26 هوادار نمي باشد . همچنين ارتباط لوله 30 با 3 برقرار مي باشد و لوله 3 هواگيري مي شود. يك شاخه هواي لوله 3 به منظور كنترل شير قطع و وصل مخزن تعادل در حالت باري مي باشد كه در جاي خود بيشتر توضح داده مي شود.
3-6-3 عملكرد در وضعيت سرويس
با قراردادن دسته ترمز اتومامتيك در وضعيت سرويس بادامك شير لغو ترمز جريمه آنرا اندكي به سمت چپ حركت مي دهد . اين امر تنها باعث مي شود كه ارتباط لوله 30 با 3 از طريق قسمت انتهايي شير لغو ترمز جريمه قطع شود. قطع اين ارتباط باعث مي شود كه شير قطع و وصل مخزن تعادل در وضعيت باري تحريك نشود و ارتباط مخزن تعادل و شير ترمز اتومامتيك قطع شود. در بخش 7 توضيحات تكميلي آورده شده است
3-7 شير خروسكي
وظيفه اصلي اين شير تغيير حالت شير ترمز شش دنده بين دو وضعيت باري و مسافري مي باشد . در ضمن اين شير براي از مدار خالرج كردن شش دنده نيز مورد استفاده قرار مي گيرد . تفاوت دو حالت باري و مسافري ناشي از عملكرد شير خروسكي را به اختصار مي توان چنين بيان نمود:
در حالت باري هنگامي كه دسته ترمز شش دنده را در ميدان ترمز حركت مي دهيم ، امكان كاهش مقدار ترمز با برگرداندن دسته وجود ندارد ، و تنها زماني كه دسته را در وضعيت هواگيري قرار دهيم ترمز به طور كامل آزاد مي شود . به عبارت ديگر كاهش تدريجي ترمز مقدور نمي باشد.
اما در حالت مسافري زماني كه دسته ترمز شش دنده درميدان ترمز قرار دارد مي توان به نسبت برگرداندن دسته به سمت حالت هواگيري از مقدار ترمز كاست . به عبارت ديگر امكان كاهش تدريجي ترمز وجود دارد.
اين شير از نوع شيرهاي اسپولي مي باشد، لذا در برسي و مدلسازي آن حالتهاي مياني در نظر گرفته نمي شود . در اينجا سه وضعيت اين شير كه شامل باري ، مسافري و قطع مي باشد تشريح مي گردد.
چون عملكرد اين شير در وضعيتهاي باري و مسافري در ارتباط با شير قطع و وصل مخزن تعادل مي باشد ، هر دو شير در همين بخش مورد برسي قرار مي گيرند ولي در حالت قطع شير خروسكي با شير قطع و وصل لوله اصلي در ارتباط است كه عملكرد شير قطع و وصل لوله اصلي قبلا مورد اشاره قرار گرفت.
لازم به توضيح است كه شير قطع و وصل مخزن تعادل از نوع تحريك هوايي مي باشد . با تحريك اين شير كه توسط لوله شماره 7 صورت مي گيرد شير در حالت باز قرار گرفته و ارتباط مخزن تعادل با مجموعه شش دنده برقرار مي گردد . در حالت عدم تحريك ارتباط مخزن تعادل با شش دنده قطع مي باشد لذا امكان هواگيري آن برقرار نمي باشد.
3-7-1 شير خروسكي در حالت مسافري
در حالت مسافري شير خروسكي هواي 140PSI مخزن اصلي را از طريق لوله 7 به زير شير قطع و وصل مخزن تعادل مي فرستد و به اين ترتيب با تحريك شير قطع و وصل مخزن تعادل ارتباط مخزن تعادل و مجموعه شش دنده برقرار مي گردد در تمام وضعيت هاي دسته ترمز اتوماتيك اين ارتباط برقرار مي باشد.

شكل 3-18 جريان هوا در شير خروسكي در حالت مسافري
3-7-2 شير خروسكي در حالت باري
در حالت باري و وضعيت هواگيري مطابق شكل هواي 140PSI مخزن اصلي پس از گذشتن از قسمت انتهايي شير لغو ترمز جريمه (Suppression) از طريق لوله 7 به زير شير قطع و وصل مخزن تعادل مي رود به اين ترتيب با تحريك شير قطع و وصل مخزن تعادل ارتباط مخزن تعادل و مجموعه شش دنده برقرار مي گردد و مخزن تعادل هواگيري مي شود.
با قرار دادن دسته ترمز در حالت سرويس ، شير لغو ترمز جريمه اندكي به سمت چپ حركت مي كند و مسير هواي مخزن اصلي به لوله 7 ( تحريك شير قطع و وصل مخزن تعادل) را مي بندد. لذا در اثر نيروي فنر شير قطع و وصل مخزن تعادل بسته مي شود و ارتباط مخزن تعادل و شش دنده قطع مي شود. همانطور كه ذكر شد اين امر باعث مي شود كه پس از قراردادن دسته ترمز در ميدان ترمز نتوان مقدار ترمز را به طور جزئي كم كرد و فقط مي توان ترمز را با قراردادن دسته در حالت هواگيري به طور كامل آزاد نمود.

شكل 3-19 جريان هوا شير خروسكي در حالت باري
3 شير خروسكي در حالت قطع
قراردادن شير خروسكي در حالت قطع هواي لوله 30 ( مخزن اصلي ) از طريق لوله 1A به پشت شير قطع و وصل لوله اصلي مي رود و باعث تحريك آن مي گردد كه منجر به قطع ارتباط لوله اصلي با مجموعه ترمز اتوماتيك مي شود.

شكل 3-20 جريان هوا در شير خروسكي در حالت باري
4 اندازه گيري
4-1 حالتهاي مختلف سوپاپ ترمز شش دنده و اندازه هاي مورد لزوم آنها
هواگيري : باري
ترمز تدريجي : باري
آزاد سازي ترمز : باري

ریسرچ-مقاله/7 (110)

شير ترمزاتوماتيك درون خود شامل 8 شير مي باشد:
شير رله
شير رگلاتور
شير قطع و وصل لوله اصلي
شير تخليه سريع
شير اضطراري
شير لغو ترمز جريمه
شير قطع ووصل مخزن تعادل
شير خروسكي
لازم به ذكر است كه علاوه بر آنچه ذكر شد دو شير يكسو كننده ( چك ولو) نيز موجود مي باشد كه عملكردشان مانند ساير شيرهاي يكسو كننده ، عبور دادن جريان در جهت خاصي است.
3-1 شير رله
وظيفه اين شير تغذيه و يا تخليه لوله اصلي است . اين شير داراي يك ديافراگم و دو سوپاپ تغذيه و تخليه مي باشد ، كه هر دو سوپاپ با توجه به فشار پشت ديافراگم عمل مي نمايند.
در صورتي كه فشار پشت ديافراگم افزايش يابد سوپاپ تغذيه باز شده و به همان مقدار فشار هوا را به داخل لوله اصلي هدايت مي كند. و در صورتي كه فشار هوا پشت ديافراگم كاهش يابد به همان ميزان فشار لوله اصلي را از طريق سوپاپ تخليه خود كاهش مي دهد . لازم به ذكر است كه هواي پشت ديافراگم متصل به مخزن تعادل و سوپاپ P2A مي باشد. بنابر اين هر گونه كاهش فشار در مخزن تعادل كه به واسطه قرار دادن دسته ترمز شش دنده در حالت سرويس و يا عملكرد سوپاپ P2A ( ترمز جريمه ، براي مقاصد ايمني ) رخ دهد باعث كاهش فشار پشت ديافراگم و در نتيجه عملكرد شير رله مي شود . ضمنا افزايش فشار در مخزن تعادل به واسطه قرار دادن دسته سوپاپ شش دنده در حالت هواگيري باعث افزايش فشار پشت ديافراگم و عملكرد شير رله جهت تغذيه لوله اصلي مي شود.
به عبارت ديگر ميزان فشار مخزن تعادل توسط شير رله براي نمونه لوله اصلي رله مي شود.
شماره رنگ در نقشه نام لوله نقش
لوله 5 رنگ نارنجي لوله كنترل مخزن تعادل ورودي
لوله 1 رنگ سبز لوله اصلي خروجي
لوله 30 رنگ قرمز مخزن اصلي مدار قدرت
جدول 3-1 مسيرهاي مرتبط با رله ولو
مجموعه شير رله مجهز به دو شير مي باشد كه عبارتند از :
شير تغذيه
شير تخليه
در زمان هواگيري ، هنگامي كه ديافراگم به سمت راست حركت كند، يعني زماني كه فشار مخزن تعادل بيشتر از فشار لوله ترمز باشد. شير تغذيه باز مي شود و هوا به درون لوله اصلي راه مي يابد. ( شكل 3-1 ) . به اين ترتيب كه ديافراگم به ميله متصل به خود ( صورتي رنگ ) فشار مي آورد ، و حركت ميله باعث حركت قسمت نارنجي در درون قسمت زرد مي شود و با حركت قسمت نارنجي ، شير باز مي شود . قسمت زرد رنگ در جاي خود توسط خار ثابت است.

شكل 3-1 شير تغذيه و تخليه رله ولو
در زمان ترمز ، هنگامي كه ديافراگم به سمت چپ حركت كند ، يعني زماني كه فشار مخزن تعادل كمتر از فشار لوله اصلي گردد ، شير تخليه باز مي شود و اجازه مي دهد تا هواي لوله اصلي از طريق اريفيس X به اتمسفر راه يابد . به اين ترتيب كه با حركت ديافراگم به سمت چپ ميله متصل به آن نيز حركت مي كند و قسمت آبي رنگ در درون قسمت سبز رنگ به سمت چپ مي رود و شير تخليه باز مي شود .

شكل 3-3 نقشه انفجاري اجزا تشكيل دهنده
2-1-1 شير رله در حالت هواگيري
در حالت هواگيري فشار هواي سمت چپ ديافراگم ( فشار مخزن تعادل) بيشتر از فشار سمت راست مي باشد، بنابر اين ديافراگم را به سمت راست فشار مي دهد و شير تغذيه به همراه آن باز مي شود . به اين ترتيب هواي مخزن اصلي ( قرمز ) از شير تغذيه عبور مي كند و فشار لوله اصلي ترمز را تامين مي كند( لوله 1 را شارژ مي كند) همچنين يك شاخه از اين هوا پس از عبور از يك اريفيس محفظه سمت راست ديافراگم را پر مي كند.
هنگاميكه اين فشار بافشار سمت چپ ديافراگم برابر شد ديافراگم به حالت تعادل بازگشته و شير تغذيه بسته مي شود.
3-1-2 شير رله در حالت تعادل
در شير رله هنگام وضعيت تعادل (LAP) فشار سمت چپ و راست ديافراگم برابر است، لذا هم شير تغذيه (1) و هم شير تخليه(2) بسته مي باشد.
وظيفه رله ولو را در حالت تعادل مقاومت در برابر نشتي است . به اين ترتيب كه با كاهش جزئي در فشار لوله اصلي فشار سمت راست ديافراگم كاهش يافته و ديافراگم به سمت چپ حركت مي كند در نتيجه شير تغذيه به مقدار جزئي باز مي شود ، در نتيجه هواي مخزن اصلي نشتي لوله اصلي را جبران مي نمايد..
3-1-3 شير رله درحالت سرويس
كاهش فشار مخزن تعادل و بالتبع كاهش فشار سمت چپ ديافراگم ، همانطور كه ذكر شد ، باعث باز شدن شير تخليه مي شود و فشار لوله اصلي از طريق اريفيس X به بيرون تخليه مي شود.

شكل 3-4 – شير رله در وضعيت سرويس
3-2 شير رگلاتور
وظيفه اصلي اين شير تنظيم مخزن تعادل مي باشد ، تا به اين وسيله بتوان فشار مورد استفاده در لوله اصلي ترمز را كنترل نمود. تنظيم فشار مخزن تعادل شامل موارد زير مي باشد:
هواگيري مخزن تعادل
تخليه و كاهش فشار مخزن تعادل
تنظيم فشار مورد نظر براي لوله اصلي با تنظيم فشار مخزن تعادل
ثابت نگه داشتن فشار، يا به عبارت ديگر مقاومت در برابر نشتي دروضعيت تعادل مخزن تعادل الماني در خارج از مجموعه شير ترمز اتوماتيك مي باشد . اين مخزن توسط لوله شماره 15 هواگيري مي شود ، و فشار آن از مسير ديگري ( لوله 5 ) مجددا به مجموعه شير ترمز شش دنده ، و به شير رگلاتور باز مي گردد. بنابر اين لوله هاي 5 و 15 هر دو به مخزن تعادل متصل مي باشند.
شكل 3-5 طرح شماتيك شير رگلاتور را نشان مي دهد.

شكل 3-5- طرح شماتيك شير رگلاتور
لوله هاي مرتبط با اين شير عبارتند از :
لوله شماره 30 ( لوله متصل به مخزن اصلي )
لوله شماره 15 ( لوله شارژ مخزن تعادل)
لوله شماره 5 ( لوله كنترل مخزن تعادل)
تحريك اين شير به وسيله بادامك واقع بر روي شفت دسته ترمز اتومامتيك صورت مي گيرد . به اين ترتيب كه مقدار خروج هوا را مي توان با مقدار فاصله ايجاد شده توسط بادامك تعيين نمود.
علاوه بر اين ، شير مجهز به يك پيچ تنظيم (A) مي باشد، كه پيش از حركت قطار توسط آن فشار مورد نظر مخزن تعادل ( و بالتبع فشار لوله اصلي ترمز ) را تعيين مي كنيم.
به اين ترتيب ورودي و خروجي هاي شير رگلاتور را مي توان به اين ترتيب بر شمرد:
ورودي ها و خروجي ها نقش
حركت بادامك بر روي شفت دسته ترمز ورودي
مقدار پيچش، پيچ تنظيم A ورودي ثابت
فشار لوله 5 برگشت از مخزن تعادل ورودي
فشار لوله 5 منتهي به شير رله خروجي
فشار لوله 15 منتهي به مخزن تعادل خروجي
لوله شماره 30( متصل به مخزن اصلي) مدار قدرت
جدول 3-2 ورودي ها و خروجي هاي شير رگلاتور
به منظور تنظيم فشار مخزن تعادل ، لازم است تا شير توانايي هواگيري و تخليه مخزن تعادل را داشته باشد. به همين منظور دو شير به همين نام در مجموعه شير رگلاتور وجود دارد . ( شكل 3-6 )

شكل 3-7- نقشه انفجاري اجزا شير رگلاتور
3-2-1 شير رگلاتور در وضعيت هواگيري
هنگامي كه دسته ترمز در وضعيت هواگيري قرار مي گيرد، بادامك موجود بر روي شفت دسته ترمز در وضعيتي قرار مي گيرد كه بيشترين برامدگي را در مقابل شفت دارد و در اثر نيروي فنر شير تغذيه ( قسمت
آبي كم رنگ ) تا انتها به سمت چپ حركت مي كند. در اين وضعيت ميله سبز رنگ ( سوپاپ اببندي شير تغذيه رگلاتور كه بايد با يك رنگ ديگر مشخص شود) از دهانه شير فاصله مي گيرد و شير تغذيه باز مي شود.

شكل 3-9 شير رگلاتور در وضعيت سرويس
با باز شدن شير تغذيه هواي لوله 30 (زرد ) به لوله 15 ( قرمز رنگ ) راه مي يابد و مخزن تعادل را شارژ مي كند يك قسمت از هواي لوله 15 توسط يك اريفيس به سمت چپ ديافراگم شير منتقل مي شود اين بخش از هوا وظيفه دارد زماني كه فشار لوله هاي 5 و 15 و به تبع آنها مخزن تعادل به مقدار تعيين شده رسيد با انتقال فشار موجود به سطح ديافراگم و با غلبه بر نيروي فنر آن باعث حركت ديافراگم و قسمت سبز رنگ به سمت چپ و در نتيجه بسته شدن شير تغذيه رگلاتور گردد در اين حالت فشار هوا متناسب با فشار تنظيم شده فنر مي باشد و هواگيري مخزن تعادل كامل است .
3-2-2 شير رگلاتور در وضعيت سرويس
در وضعيت سرويس به نسبت دسته ترمز هواي مخزن تعادل تخليه مي گردد. در اين حالت هر چه قدر دسته شش دنده را به سمت ميدان ترمز حركت دهيم از ارتفاع بادامك مقابل شير رگلاتور كاسته مي شود و در نتيجه در اثر نيروي فنر ( اسم مشخص شود) ، شير تغذيه ( قسمت آبي كم رنگ ) به سمت راست حركت مي كند ، ميله سبز ( سوپاپ اببندي تخليه رگلاتور كه با يك رنگ ديگر بايد مشخص شود) ( توسط نيروي فنر داخل سوپاپ تخليه ) ( قسمت ابي پر رنگ ) به سمت راست مي آيد و شير تخليه باز مي شود . با باز شدن شير تخليه لوله 15 ( لوله هواگيري مخزن تعادل) به خارج راه مي يابد.

شكل 3-9 شير رگلاتور در وضعيت سرويس
زماني كه ( به قدر كافي از فشار مخزن تعادل كاسته شد نيروي فنر مربوط به پيچ تنظيم A با غلبه بر فشار هواي پشت ديافراگم كه به ميزان فشار مخزن تعادل است باعث حركت ديافراگم و شير تخليه ( ابي پر رنگ ) به سمت راست شده و شير تخليه بسته مي شود.
3-3 شير قطع و وصل لوله اصلي ترمز
اين شير براي قطع جريان هوا ميان شير رله ولو و لوله اصلي ترمز مي باشد . در اصل شير قطع و وصلي است كه اجازه مي دهد تا فرمان از شير ترمز اتومامتيك به لوله اصلي برسد.
تحريك اين شير هوايي است . اگر شير خروسكي در وضعيت خارج از مدار قرار گيرد (OUT) و يا در هنگام گسيختگي قطار و در اثر تحريك شدن شير 1-A كه لوله 53 ( لوله قطع و وصل لوله اصلي) هوادار مي شود.
همچنين در هنگامي كه دسته ترمز در وضعيت Handle- off و يا ترمز اضطراري قرار داده مي شود و فشار لوله اصلي به كمتر از 10psi تقليل مي يابد اين شير بسته مي شود.

شكل 3-10- اجزا شير قطع و وصل لوله اصلي

شكل 3-12 نقشه انفجاري اجزا شير قطع و وصل لوله اصلي
3-3-1 شير قطع و وصل لوله اصلي در حالت باز
هواي سبز از شير رله مي آيد و اگر شير باز باشد هواي زرد را ايجاد مي كند. در حالت عادي شير باز است و سيگنال قطع و وصل لوله اصلي ( لوله 53) هوا ندارد. به علاوه لوله اي كه به طرف شير تخليه سريع مي رود ، فشار ثابتي دارد و در پشت شير تخليه سريع در محفظه كوچكي متوقف مي شود ، و عملا بي تاثير است .
در اين حالت فشار هواي سبز بر نيروي فنر غلبه مي كند و شير را باز مي كند و به راه خود جهت شارژ لوله اصلي ادامه مي دهد.
3-3-2 شير قطع و وصل در حالت بسته
در حالتي كه شير خروسكي در حالت قطع قرار داده شود و يا لوله 53 هوا دار شود چون در هر دو حالت فشار 140psi به پشت شير قطع ووصل ارسال مي شود و اين فشار بيش از فشار لوله اصلي است باعث بسته شدن اين شير و در نتيجه مسدود شدن مسير جريان هواي شير رله ولو به لوله اصلي مي شود.
همچنين اگر فشار لوله اصلي به كمتر از 10psi تقليل يابد، در اثر نيروي فنر اين شير بسته مي شود . و به دو علت ممكن است فشار لوله اصلي به كمتر از 10psi برسد.
قرار گرفتن شير ترمز در وضعيت Handle- off
قرار گرفتن شير ترمز در وضعيت اضطراري
3-4 شير تخليه سريع
شير تخليه سريع كه توسط يك بادامك برروي شفت دسته ترمز كنترل مي شود ، هنگاميكه دسته ترمز در وضعيت اضطراري قرار گيرد فشار لوله اصلي را به سرعت به هواي آزاد تخليه مي كند.

شكل 3-12 شماتيك اجزا شير تخليه سريع
قسمت بنفش ( شكل 3-12) در جاي خود ثابت است ، و قسمت سبز در آن مي تواند حركت كند. نيروي بادامك مي تواند قسمت سبز را به سمت چپ براند و شير را باز كند و در نبود نيروي بادامك نيروي فنر قسمت سبز را در سمت راست نگه مي دارد. محفظه پشت شير تخليه سريع عملا كاري انجام نمي دهد و تنها در حكم مخزني كوچك است.

جدول 3-4 ورودي و خروجي شير تخليه سريع

شكل 3-13 نقشه انفجاري اجزا شير تخليه سريع

شكل 3-14 لوله هاي متصل به شير تخليه سريع
3-4-1 شير تخليه سريع در حالت بسته
در اين وضعيت هواي زرد ( شكل 3-14 ) كه از شير قطع و وصل لوله اصلي مي آيد از بالا وارد مي شود و بدون تغييري از سمت پايين خارج مي شود.
3-4-2 شير تخليه سريع در حالت باز
با قراردادن دسته ترمز در وضعيت ترمز اضطراري ، در اثر تحريك بادامك و عقب رانده شدن قسمت سبز رنگ ، شير تخليه سريع باز مي شود و هواي لوله اصلي به مقدار مشخصي به اتمسفر تخليه مي شود.
3-5 شير اضطراري
شير اضطراري يك شير اسپولي ( قرقره اي ) مي باشد كه توسط بادامكي كه بر روي شفت دسته سوپاپ ترمز اتوماتيك قرار دارد تحريك مي شود . اين شير تنها دو وضعيت تحريك و عدم تحريك دارد لذا در تحليل آن حالت گذرا در نظر گرفته نمي شود.
3-5-1 شير اضطراري در حالت عدم تحريك
در اين حالت در اثر نيروي فنر اسپول در سمت راست قرار دارد . به جز در حالت قراردادن دسته ترمز در وضعيت اضطراري اين شير در وضعيت عدم تحريك است . در اين حالت لوله 12 به اتمسفر متصل است.

شكل 3-15 شير اضطراري
3-5-2 شير اضطراري در حالت تحريك
با قراردادن دسته شش دنده در حالت ترمز اضطراري اين شير تحريك مي گردد و اسپول آن به سمت چپ حركت مي كند در اين حالت ارتباط لوله ها چنين است :
لوله 5 به اتمسفر
لوله 12 به 30
در اين شرايط هواي مخزن تعادل به هواي ازاد تخليه مي شود و لوله 12 پس از اتصال به لوله 30 به ميزان 140psi هوادار مي شود اين فشار هوا از طريق لوله 12 به قسمتهاي مختلفي در خارج از مجموعه شش دنده ارسال مي گردد:
به سوپاپ الكترونيوماتيكي PCS جهت بي بار كردن موتور در اين وضعيت .

ریسرچ-مقاله/7 (11)

شكل 12: يك پمپ با ارتفاع مكش منفي
تعاريف پمپ ـ طرف مكش
تعاريف زير در مورد تمامي حالت‌هاي پمپاژ صادق بوده و به انواع مختلف پمپ گريز از مركز، پيستوني يا ديگر انواع بستگي ندارد. اين اطلاعات بنيادي در تمامي حالات صدق مي‌كند.
ارتفاع مكش
اين اصطلاح هنگامي بكار مي‌رود كه سطح سيال در مخزن پايين‌تر از مركز پمپ قرار دارد. خط مركزي پمپ بسته به نوك پمپ و قائم يا افقي بودن آن اندكي متفاوت است. ارتفاع مكش مي‌تواند از يك تا 20 فوت و يا بيشتر باشد.
ارتفاع مكش استاتيك
فاصله عمودي بين خط مركزي پمپ و سطح آزاد مايع را ارتفاع مكش استاتيك مي‌گويند. مكش واقعي پمپ مي‌تواند چند فوت پايين‌تر از سطح آب باشد، اما اين مقدار هنگام تعيين ارتفاع مكش استاتيك درنظر گرفته نمي‌شود. ارتفاع مكش استاتيك خالص يك پمپ را مي‌توان با استفاده از ضريب 31/2 براي تبديل پوند به اينچ مربع (psi) به فوت تعيين كرد. مطابق شكل زير، ستوني از آب به ارتفاع 31/2 فوت در دماي 62 درجه فارنهايت فشاري معادل يك psi به قاعده خود وارد مي‌كند. فشار جو نرمال 7/14 psi ضريب در عدد 31/2، عددي تقريباً معادل 34 فوت به دست مي‌دهد. در واقع، پمپ در لوله خلاء ايجاد مي‌كند. آنگاه فشار هواي اتمسفر باعث بالا رفتن آب در لوله مي‌شود.

شكل 13: تاثير ارتفاع بر روي فشار آب
غالباً نقطه مكش مايع ممكن است مطابق شكل زير بالا خط مركزي مكش واقعي پمپ واقعي قرار گيرد. در اين صورت، براي خصوصيات مكش پمپ از تعاريف ديگري استفاده مي‌شود و براي محاسبه ارتفاع مربوط به سرعت نيز از رابطه ديگري استفاده مي‌شود.

شكل 14: پمپي با ارتفاع مكش مثبت
ارتفاع مكش
به وضعيتي گفته مي‌شود كه در آن سطح منبع بالاتر از خط مركزي پمپ قرار دارد.
ارتفاع مكش استاتيك
به فاصله عمودي خط مركزي پمپ تا سطخ آزاد مايع پمپ شونده مي‌گويند. ليكن در اينجا مقدار ارتفاع به جاي منفي، مثبت است.
ارتفاع كل مكش ديناميك
عبارت است از فاصله عمودي خط مركزي پمپ تا سطح آزاد مايع منهاي ارتفاع مربوط به سرعت و تمامي تلفات اصطكاكي درون لوله‌ها و اتصالات. ارتفاع مربوط به سرعت در اينجا مانند قبل محاسبه مي‌شود.
تعاريف مربوط به پمپ
طرح خروجي يا رانش
تعاريف گذشته به دو حالت متفاوت از طرف مكش پمپ مربوط مي‌شد، اما تعريف طرف خروجي يا رانش پمپ ساده‌تر است، زيرا تنها يك حالت دارد. شرايط خروجي پمپ صرف‌نظر از اينكه داراي ارتفاع مثبت يا منفي مكش است، يكسان مي‌باشد.
ارتفاع كل استاتيك مطابق شكل زير به فاصله عمودي بين سطخ آزاد مايع منبع ورودي و سطح آزاد آب منبع خروجي مي‌گويند. ارتفاع كل استاتيك، صرف‌نظر از اينكه سطك مكش پمپ پايين يا بالاي خط مركزي پم باشد، به يك صورت محاسبه مي‌شود.

شكل 15: نمايش ارتفاع كل استاتيك
اگر نقطه تخليه بالاي سطح آب باشد، مطابق شكل زير نقطه تخليه آزاد همان سطح آزاد آب قلمداد خواهد شد.

شكل 16: مثال ديگري از ارتفاع استاتيك
ارتفاع كل ديناميك
به ارتفاع استاتيك شباهت بسيار دارد. چنانكه در حالت ارتفاع استاتيك گفته شود، ارتفاع ديناميك نيز فاصله عمودي بين سطح آزاد مايع منبع ورودي و نقطه تخليه آزاد يا سطح آزاد آب خروجي است. علاوه بر اين، ارتفاع مربوط به سرعت و تلفات اصطكاك نيز به ارتفاع استاتيك اضافه مي‌شود تا ارتفاع ديناميك بدست آيد.
ارتفاع خالص مكش مثبت
در هنگام محاسبه شرايط واقعي پمپ لازم مي‌شود. ارتفاع خالص مكش مثبت رابطه بين توانايي پمپاژ مايعي است با فشاري غير از psi7/14 (فشار جو) و دمايي غير از 62 درجه فارنهايت. شكل زير اين مطلب را روشن‌تر بيان كرده و حالت‌هاي مختلف ارتفاع خالص مكش مثبت را نمايش مي‌دهد.

شكل 17: ارتفاع خالص مكش مثبت
علاوه بر فشار بخار و دما، لازم است چگالي ويژه مايع (نسبت وزن مايع موردنظر به وزن آب هم حجم آن) را نيز بدانيم. از آنجا كه تعيين ارتفاع خالص مكش مثبت معمولاً جزو وظايف مهندسين در زمينه طراحي و انتخاب پمپ مي‌باشد، در اينجا تنها به منظور آشنايي عنوان مي‌شود.
ساير شرايط پمپ‌ها
انتخاب پمپ براي يك كاربرد خاص به شرايط بسياري غير از ارتفاع مكش يا ارتفاع كل ديناميك بستگي دارد كه يكي از آنها ظرفيت پمپ است. در حالت عادي، ظرفيت يك پمپ بر حسب گالن بر دقيقه (gpm) يا فوت مكعب بر ثانيه (cfs) داده مي‌شود، به طوري كه gpm=831/448*cfs مي‌باشد. مايعي كه براي تعيين ظرفيت پمپ بكار مي‌رود، معمولاً آب است. اگر سيال پمپ شونده غير از آب باشد، ظرفيت پمپ اندكي تغيير مي‌كند. در اينگونه موارد، براي حفظ ظرفيت از پمپي با اندازه متفاوت استفاده مي‌شود. قدرت لازم براي پمپ به ظرفيت آبدهي و گرانروي سيال موردنظر بستگي دارد.
بازده يك پمپ را مي‌توان با استفاده از منحني‌هاي پمپ نمايش داد. منحني‌هاي نشان داده شده در شكل زير براي هر يك از انواع پمپ‌ و بر اساس آزمايشات واقعي بدست مي‌آيند. اين منحني‌ها نشانگر بازده پمپ بر حسب ارتفاع ديناميك و توان موتور لازم‌اند. منحني كار يك پمپ گريز از مركز نشان مي‌دهد كه توان موتور با كاهش ارتفاع آبدهي افزايش پيدا مي‌كند.

شكل 18: يك منحني پمپ نمونه
يك نوع پمپ كه مواد ساينده را انتقال مي‌دهد، مطابق شكل زير به جاي طرف مكش در طرف رانش داراي قدرت مكش بوده، به طوري كه سيستم آب‌بندي محور آن تحت مكش يا فشار منفي قرار داشته و مواد ورودي به جاي آنكه به آن نيرو وارد كنند، از آن بيرون كشيده مي‌شوند. بدين ترتيب مواد ساينده سيار بر محور يا آب‌بندي آن اثر چنداني نمي‌گذارد.

شكل 19: پمپ با مكش از پشت
در ساير كاربردها، پمپ مي‌تواند با دو سيال مختلف كار كند كه مطابق شكل زير به يك لوله اصلي تغذيه مي‌شوند. در اين شرايط پمپ بايد مواد افزودني را طوري با هم مخلوط كند كه مايع خروجي همگن باشد. در اين كاربرد، پمپ احتمالاً با سرعت بالا كار كرده و از يك طراحي داخلي برخوردار خواهد بود كه به اختلاط بهتر مواد كمك مي‌كند.

شكل 20: يك پمپ كمكي براي مخلوط كردن سيالات
پمپ‌هايي كه براي انتقال دوغاب بكار مي‌روند، ممكن است دچار انباشته شدن ذرات بر روي پره‌ها و يا محفظه پمپ شوند كه به كاهش ظرفيت آن خواهد انجاميد. در اين موارد بايد قطعات داخلي پمپ (پوسته‌ها و پره‌ها) با دقت بسيار انتخاب شوند. برخي از طرح‌هاي پمپ اينجا، انباشت مواد را به حداقل مي‌رسانند. البته حذف كلي اين مساله معمولاً غيرعملي است، اما مي‌توان در شرايط عادي 70 تا 80 درصد از ايجاد انباشت مواد جلوگيري نمود.
جدول 1: تلفات اصطكاك در شيرها و اتصالات استاندارد

پمپ‌هاي گريز از مركز
كاربرد پمپ‌هاي گريز از مركز
پمپ‌هاي گريز از مركز به لحاظ كاربرد گسترده، هزينه اوليه پايين و نگهداري و تعميرات آسان، اغلب در واحدهاي صنعتي بكار گرفته مي‌شوند. بيشتر اين پمپ‌ها براي انتقال آب و ساير سيالات سبك بكار مي‌روند. پمپ‌هاي مزبور را مي‌توان براي پمپاژ دوغاب، خمير و تراشه‌هاي چوب و يا مواد سنگين ديگر بكار گرفت، اما هنگام پمپاژ اين مواد، بايد شرايط خاصي را درنظر گرفت. تغيير پمپ‌هاي استاندارد به منظور انتقال مواد سنگين معمولاً به پروانه‌هايي با اندازه‌ها و اشكال متفاوت نياز دارند.
طرز كار پمپ
طرز كار اين پمپ بر اساس نيروي گريز از مركز استوار است. همچنانكه سيال وارد دهانه ورودي يا بخش مركزي پمپ مي‌شود، در اثر چرخش پره‌ها مطابق شكل زير به طرف بيرون رانده مي‌شود. از آنجا كه سرعت سيال در لبه بيروني پروانه بيشتر است، مقدار حركت سيال افزايش مي‌يايد. با ورود سيال بيشتر به داخل پمپ، مقدار حركت سيال در بدنه پمپ كه دربر گيرنده پروانه پمپ است، افزايش مي‌يابد. سپس اين سيال با فشار از دهانه خروجي پمپ به بيرون رانده مي‌شود.

شكل 21: جريان سيال در پمپ گريز از مركز
تعريف قطعات پمپ
شكل زير مقطعي از يك پمپ گريز از مركز يك مرحله‌اي با مكش انتهايي را نشان مي‌دهد. از اين شكل به عنوان مرجعي براي تعاريف ذيل استفاده شود. پمپ‌هاي كارخانه ممكن است با توجه به تفاوتي كه در ساختمان آنها وجود دارد، با پمپ‌هاي ارائه شده در اينجا يكسان نباشد. ليكن تعاريف ارائه شده براي قسمت‌هاي مختلف آنها يكسان خواهد بود.

شكل 22: مقطع يك پمپ گريز از مركز
بدنه پمپ
محفظه‌اي است كه پره‌هاي پمپ، محور و سيستم آب‌بندي آنرا در برمي‌گيرد و مايع از ميان آن جريان مي‌يابد. معمولاً بدنه پمپ‌ها از نوع حلزوني يا از نوع قطر افزاينده است.
محور پمپ
بسته به نوع موتور مورد استفاده، محور پمپ مي‌تواند بخشي از روتور موتور بوده و يا مستقل و ب محور موتور جفت شده باشدذ. محور مي‌تواند داراي ياتاقان مستقل بوده، يا توسط ياتاقان‌هاي موتور نگهداشته شوند. روش مورد استفاده به طراحي پمپ بستگي خواهد داشت.
پروانه پمپ
قسمتي از پمپ است كه نيروي زيادي به سيال وارد كرده تا سرعت و مقدار حركت آن را افزايش دهد. منفذ مركز پروانه را چشم پروانه مي‌گويند كه تا حدودي تعيين كننده ظرفيت پمپ است.
پره‌هاي پمپ
قسمت‌هايي از پروانه‌اند كه سيال را در داخل پمپ هدايت مي‌كند.
روپوش پروانه
پره‌هاي پمپ را پوشانده و جريان سيال را در ناحيه پروانه محدود مي‌نمايد.
نقطه مكش
محل ورود سيال به پمپ است كه معمولاً در نزديكي بدنه آن قرار دارد. قطر براي عبور در اين نقطه تا حدودي ميزان آبدهي پمپ را تعيين مي‌كند.
حلقه‌هاي سايش
در تمامي پمپ‌ها درنظر گرفته نمي‌شود. اما اگر درنظر گرفته شوند، معمولاً قابل تعويض خواهند بود. وظيفه اصلي آنها اين است كه اجازه مي‌دهند مقدار سيال بين پروانه و بدنه جريان يابد. بدين طريق، يك آب‌بندي هيدروليك ايجاد مي‌شود كه كارايي پمپ را افزايش مي‌دهد. علاوه بر اين، مقدار اندكي سيال از طرف رانش به طرف مكش پمپ بازگردانده مي‌شود.
كاسه نمد
موجب آب‌بندي جريان سيال در داخل پمپ مي‌شود. كاسه نمد مي‌تواند شامل يك واحد آب‌بندي از نوع بافته شده قابل تعويض و قابل تنظيم يا از توع مكانيكي باشد.
شيپوره

ریسرچ-مقاله/7 (109)

حلقوی Ring
توری Mesh

گذرگاه (Bus): در این توپولوژی یک کانال اصلی وجود دارد و کامپیوترها به این کانال اصلی متصل شده اند.
در کانال Bus هنگامی که یک نود اطلاعات ارسال می‌کند، کل کانال اشغال می‌شود تا گیرنده بسته خود را دریافت کند. سپس کانال خالی می‌گردد و نود دیگری نسبت به ارسال اطلاعات خود اقدام می‌کند.
از معایب این سیستم رویداد برخورد (Collision) می‌باشد. این مکانیزم را CSMA/CD می‌گویند.
Carrir Sense Multiple access With Collision Detection
معایب:
1- در اثر افزایش ایستگاه برخورد زیاد می‌گردد.
2- قطع یک کابل یا اتصال کل سیستم را مختل می‌کند.
تحمل پذیری خطا در این روش وجود ندارد. (Fault Tolerance)
3- عیب‌یابی به سختی انجام می‌گیرد.
2- ستاره (Star): در این مدل یک عنصر مرکزی وجود دارد و اطلاعات از طریق این عنصر مرکزی ارسال می‌گردد. این عنصر مرکزی Hub نام دارد.

- در عنصر Hub پدیده برخورد را به حداقل رسانده اند.
- نرخ برخورد کم است.
- سرعت انتقال افزایش یافته است.
- تحمل پذیری خطا زیاد است.
- شناسایی خطا و خرابی به سادگی انجام می‌گیرد.
معایب:
انعطاف پذیری ضعیف است و با صرف هزینه های زیاد ممکن است.
3- توپولوژی حلقه (Ring): مکانیزم انتقال در حلقه توسط یک بسته اطلاعاتی به نام Token انجام می‌گیرد. Token در کانال حلقه در حال چرخش می‌باشد. هر نود که قصد ارسال اطلاعات داشته باشد بررسی می‌کند که آیا Token خالی است یا خیر، در صورت خالی بودن، اطلاعات خود را به Token اضافه می‌کند. ایستگاه ها چون Token را می‌خوانند اگر اطلاعات مربوط به آنها باشد، اطلاعات Token را خوانده و آنرا آزاد می‌کنند.

- در این روش تداخل وجود ندارد.
- سرعت انتقال پائین است. (سرعت 4 Mbps یا 16 Mbps). بر روی مدیای فیبر سرعت را به 100 Mbps رسانده اند.
این شبکه در مواردی که بخواهیم زمان دریافت را تضمین کنیم استفاده می‌شود.
معایب:
عدم سرعت بالا
تحمل پذیری خطا ندارد. برای رفع مشکل لینک های اضافی در نظر گرفته شده است.
عیب یابی به سختی انجام می‌گیرد.
حالات ابتکاری: برای رفع معایب حلقه، 2 حلقه بسته می‌شود. اتصالات به طور هوشمند تشخیص می‌دهند که آیا مسیر برقرار است یا خیر اگر برقرار نباشد از مسیر دوم استفاده می‌کنند.
توپولوژی توری (Mesh): اتصال کامپیوترها در این روش با طرح‌های مختلفی انجام می‌گردد.

هيبريد : از تركيب توپولوژيهاي مختلف تشكيل ميگردد

سلسله مراتبی: Hierarchical

انواع کانال های ارتباطیکانال ها به دو گروه تقسیم می‌شوند:
1) Wired (باسیم)
2) Wireless (بی سیم)
انواع کابل به عنوان رسانه:
کابل هم محور (Coaxial Cable)
زوج سیم (Twisted Pair)
فیبر نوری (Fiber Optic)
1 کابل هم محور
علت استفاده از سیم توری شکل (یافته شده) جهت انتقال نویز به زمین است.

انواع کابل هم محور:
کابل ضخیم (Thick)
کابل نازک (Thin)
2) کابل زوج سیم

در این نوع کابل علت به هم تابیده شدن سیم ها، کاهش اثر نویز است.
انواع کابل های زوج سیم:الف) بدون شیلد – (UTP) – 4 زوج سیم داخل یک کابل اند.
ب) شیلددار (UTP) – 4 زوج سیم داخل یک کابل قرار دارند.
1) Foiled Twisted Pair
2) SFTP – کابل حاوی فویل و لایه شیلد پلاستیکی
3) SSTP- هر زوج حاوی شیلد و نهایتاً کال زوج ها شیلد دارند.
کاور و لایه های عایق از جنس PVC، تفلون یا Plenum می‌باشد.
برای هر یک از زوج سیم ها دسته بندی استاندارد در نظر گرفته شده است.
CAT 1 – کابل هایی هستند که برای Voice (تلفن) استفاده می‌شوند.
CAT 2 – در شبکه IBM برای ارتباط کامپیوترهای بزرگ با ترمینال استفاده شده است.
CAT 3 – برای سرعت 10 Mbps در شبکه محلی استفاده شده است. دو زوج سیم بکار گرفته می‌شود. از پروتکل دیگری استفاده شده که از 4 زوج سیم استفاده شده و سرعت را به 10 Mbps می‌رساند.
CAT 4 – از این کابل برای سرعت 16 Mbps در شبکه Ring استفاده می‌شود.
CAT 5- در شبکه های اترنت (ده مگابیت در ثانیه) و اترنت سریع (100 مگابیت در ثاینه) و شبکه های Token Ring با سرعت 16 مگابیت در ثانیه استفاده می‌شود.
CAT 5e – ارتقاء داده شده CAT 5 برای سرعت 1000 مگابیت در ثانیه است.
CAT 6 – زوج ها به هم چسبیده اند و به صورت Bounded (زوج ها از یکدیگر جدا ساز ی شده اند) تا اثرات نویز را کم کنند.
CAT 7- دارای شیلد بندی قویتری است.
3- کابل فیبر نوری
در این کابل از یک مغزی شیشه ای یا پلاستیکی با نام تار نوری برای عبور سیگنال نور استفاده شده که با لایه عایق پوشانده شده است. این لایه عایق برای جلوگیری از خارج شدن نور در نظر گرفته شده است. پوشش دیگری نیز به دور آن قرار گرفته شده که باعث حفاظت فیبر در مقابل رطوبت و سایر موارد آسیب پذیر است.
گاهی پوشش را آغشته به ماده ای می‌کنند که خزندگان و جوندگان را از خود دور کند. (Anti Rodent)
هریک از این رشته ها با پوشش آن را یک Core می‌گویند. در یک کابل چندین Core وجود دارد. جنس پوشش از الیاف مصنوعی یا فلز به منظور جلوگیری از شکستگی کابل است.
فیبرهای نوری در دو گروه عمده قرار می‌گیرند:
- Single Mode - (تک حالته) فقط یک پرتو به منظور انتقال اطلاعات از تار نوری فرستاده می‌شود. (به کمک لیزر) قطر تار در این حالت 125/9 میکرون است (قطر تار نوری 9 میکرون و به همراه پوشش آن 125 میکرون) برای مسافت های طولانی حداکثر 100 کیلومتر و با سرعت 1000 Mbps استفاده می‌شود

Multi Mode – (چند حالته) در این حالت چند پرتو نوری داخل فیبر تابانده می‌شود. قطر این تار 125/5، 62 میکرون است. و حداکثر طول 512 متر را برای سرعت 1000 Mbps پشتیبانی می‌کنند. در سرعت های پائین تر مسافت های طولانی تر نیز پشتیبانی می‌شود.

روش های اتصالات فیبر نوری:1- Fusion – در این روش دو سر کابل با دستگاه خاصی جوش داده می‌شود.
2- Splicing – در این روش دو سر کابل کانکتور زده شده و این کار با ابزارهای دستی انجام می‌شود. و اتلاف نور بیشتری نسبت به حالت قبل وجود دارد.
کابل فیبر نوری در توپولوژی ستاره با حلقه استفاده می‌شود.
کانال های بدون سیم Wire Less
زمانی که امکان کابل کشی وجود نداشته باشد و با مقرون به صرفه نباشد و همچنین مبدإ و مقصد جایگاه ثابتی نداشته باشند، از این نوع ارتباط استفاده می‌شود.
انواع سیگنال های قابل استفاده در ارتباطات بی سیم:
- مادون قرمز: در این روش مبدإ و مقصد باید در دید مستقیم هم باشند و حداکثر 10 الی 15 متر برد دارد. مانند کنترل تلویزیون
- لیزر: فاصله مبدإ و مقصد می‌تواند تا 50 متر باشد، از آنها که آسیب جسمی دارد کمتر استفاده می‌شود.
- امواج رادیویی: معمولاً در ارتباطات بی سیم از این نوع امواج استفاده می‌شود.
شبکه بی سیم در دو حالت استفاده می‌شود:
1)Ad Hoc

در این حالت لازم است که همه PCها دارای یک کارت Wireless مجهز به آنتن باشند.
Access Point نقش همان عنصر متمرکز در توپولوژی ستاره را دارد.
هر Access Point یک دامنه پوشش دارد. در صورتی که موانع وجود داشته باشد برد آن کاهش می‌یابد.
معمولاً Access Point یک نشانگر دارد که کیفیت ارسال و دریافت سیگنال را نشان می‌دهد.
2) Infra structure
هرگاه یک زیرساخت با سیم وجود داشته باشد و Access Point قابلیت اتصال به آن زیر ساخت را داشته باشد، حالت Infra structure گفته می‌شود.

گاهی از ارتباط بی سیم برای ارتباط ساختمان ها بکار گرفته می‌شود. در این حالت باید دو آنتن همدیگر را ببینند. (Line of Sight)

انواع آنتن:1- آنتن Omni که در 360 درجه سیگنال را پخش می‌کند و هر نودی که در آن حوزه باشد می‌تواند به شبکه متصل گردد.

2- آنتن های پارابولیک (Parabolic) این نوع آنتن ها یک زاویه پوشش دارند (حدود 30 تا 60 درجه) و برای مسافت های کوتاه یا متوسط استفاده می‌شود.
3- آنتن های پانل (Panel) که برای برد طولانی استفاده می‌شود.
4- آنتن های Solid Dish با زاویه کم برای مسافت های طولانی 30 تا 40 کیلومتر استفاده می‌شود.
5- آنتن های Sector آنتن های استوانه ای شکل مانند آنتن موبایل هستند که زاویه خاصی را تحت پوشش قرار می‌دهند. به عنوان مثال 4 آنتن سکتور 90 درجه تمام اطراف را پوشش می‌دهد.
برد امواج رادیوئی بستگی به قدرت آنتن و رادیو دارد.
روش های انتقال اطلاعات1) Simplex یک ارتباط یک طرفه است بطوریکه یک فرستنده در حال ارسال اطلاعات است. مانند شبکه تلویزیونی و رادیوئی.
2) Half Duplex ارتباط دو طرفه غیر همزمان. مانند بی سیم مکالماتی (نیمه دو طرفه)
3) Full Duplex ارتباط دو طرفه همزمان است. مانند ارتباط تلفنی. ارتباطات شبکه ای عموماً از این نوع می‌باشد.
انواع روش های انتشار اطلاعات
1) Uni Cast یک فرستنده و یک گیرنده داریم
2) multi Cast یک فرستنده به چند گیرنده (کنفرانس اینترنتی)
3) Broad Cast ارسال برای تمام نودهای شبکه
پروتکل:
EncapsulationTrailer Header
Framing
قالب بندی اطلاعات: مرتب سازی اطلاعات مطابق با استاندارد یک پروتکل را Framing می‌گویند.
بررسی مدل لایه ای نقل و انتقال شبکهسازمان بین المللی استاندارد (ISO) برای نقل و انتقال اطلاعات در شبکه یک مدل استاندارد ارائه کرده است. این مدل دارای 7 لایه بوده و به آن مدل OSI (Open System Interconnection) می‌گوئیم. (Open System- سیسمتی که بتواند محصولات مختلف شبکه‌ای را پذیرا باشد)

بررسی لایه فیزیکی:
این لایه بسته اطلاعاتی را در قالب Frame از لایه اتصال داده دریافت نموده آنرا تبدیل به یک سیگنال قابل حمل نموده تا آن سیگنال در کانال ارتباطی ارسال گردد. همچنین این لایه اطلاعات دیجیتال را تبدیل به سیگنال آنالوگ می‌کند و با یک Coding مشخص بر روی کانال قرار می‌دهد. در لایه فیزیکی استانداردهایی تعبیه شده است که به دو دسته تقسیم بندی می‌شوند.
استانداردهای الکتریکی: میزان جریان و ولتاژ برای امواج الکتریکی و میزان توان برای امواج رادیوئی.
استانداردهای مکانیکی: در این استانداردها چگونگی برقراری اتصالات شبکه ای، کابل کشی و ارتباط با عناصر ارتباطی مطرح می‌گردد.
استانداردهای مکانیکی در شبکه اترنتسه شرکت دیجیتال (Digital). اینتل (Intel) و زیراکس (Xerox) استاندارد اترنت را تعریف کرده اند. که اصطلاحاً DIX هم گفته می‌شود. سرعت پایه این شبکه 10 Mbps می‌باشد و به دو دسته تقسیم می‌شوند:
الف) شبکه اترنت Thicknet
با نام استاندارد 10 Base 5 شناخته می‌شود. طول سگمنت حداکثر 500 متر بوده و مقاومت کابل 50 اهم و نام تجاری کابل آن RG8 است.
10: نشان دهنده سرعت کانال
Base: نشان دهنده نوع کانال (Base band)
کانال های ارتباطی دو نوع اند:
Base band: در هر لحظه یک سیگنال عبور می‌کند
Broad band: در هر لحظه چند سیگنال عبور می‌کند.
5:‌ نشان دهنده ضریب طول سگمنت است. 100×5
برای انشعاب گرفتن از این نوع کابل از اتصالات خاصی استفاده می‌شود.
چون کابل ضخیم است از VamPire Tap استفاده می‌شود. که دارای تیغه ای است که به مغزی سیم متصل شده سپس یک Trasceiver به آن وصل شده و با کابل به کارت شبکه متصل می‌گردد.

حداقل فاصله بین دو انشعاب باید 5/2 متر باشد. چنانچه طول سگمنت (500 متر) کوتاه باشد، می‌توان از Trasceiver انشعاب را به یک تکرار کننده (Repeater) وصل کرد. که با این ترتیب 500 متر دیگر اضافه می‌شود.
برای توسعه شبکه از استاندارد 5-4-3 استفاده می‌شود.
5: نشان دهنده تعداد سگمنت ها
4: نشان دهنده تعداد تکرار کننده
3: حداکثر تعداد سگمنتی که می‌توان از آن انشعاب گرفت.
ب) شبکه اترنت Thinnet
حاوی کابل کواکسیال 50 اهم با نام تجاری RG58 است، طول کابل حداکثر 185 متر است و با استفاده 10base2 شناخته می‌شود. برای انشعاب کابل را بریده و دو کانکتور BNG به آن وصل می‌گردد.

فاصله هر دو نود حداقل 5/0 متر باید باشد.
استاندارد 5-4-3 برای توسعه این شبکه به کار گرفته می‌شود.
می توان شبکه Thinnet و Thicknet را با یکدیگر ترکیب نمود
ج) استاندارد اترنت 10 base T
عنصر مرکزی در این استاندارد HUB است که سیگنال ورودی را تقویت کرده و به گیرنده ارسال می‌کند. (مانند تکرار کننده عمل می‌کند
ها پسیو (Passive Hub) تقویت کننده ندارد. فاصله نود تا نود حداکثر 100 متر است.
هاب اکتیو (Active Hub) دارای تقویت کننده است. فاصله نود تا هاب حداکثر 100 متر است.
نوع کابل زوج سیم می‌باشد. و دارای مقاومت 100 اهم است. پورت موجود بر روی هاب و کارت را Rj45 می‌گویند. برای توسعه این شبکه نیز از قانون 5-4-3 تبعیت می‌شود.
5: حداکثر 5 سگمنت 100 متری
4: تعداد هاب
3: تعداد لینک های 100 متری برای Cascade کردن هاب ها

لایه پیوند داده Data Link1- این لایه بسته اطلاعاتی را در قالب دیتاگرام (Datagram) از لایه Network دریافت کرده و آن را با افزودن Header و Trailer تبدیل به فریم اطلاعاتی می‌کند. در قسمت Header آدرس فیزیکی (هر یک از وسائل ارتباطی مانند کارت شبکه دارای یک آدرس می‌باشند که 12 رقم در مبنای هگزادسیمال است. 6 رقم آن کد تولید کننده و 6 رقم دیگر مربوط به خود Device است این آدرس منحصر به فرد بوده و با نام Mac Address شناخته می‌شود) مبدإ و مقصد قرار می‌گیرد. و در قسمت Trailer اطلاعات مربوط به کنترل خطا درج می‌شود.
2- وظیفه دیگر این لایه کنترل (مدیریت) خطا است. در صورت تشخیص خطا دستور ارسال مجدد می‌دهد. یکی از روش های کنترل خطا روش Parity Bit (بیت توازن) است. به عنوان مثال Even Parity تعداد بیت های یک را شمرده اگر زوج باشد عدد صفر درج شده و در غیر این صورت عدد یک قرار داده می‌شود.
در روش انتقال شبکه ای از روش CRC (Cyclic Redundancy) استفاده می‌شود. در این روش فریم دیتا را به صورت ضریب یک چند جمله ای در نظر می‌گیرند. این چند جمله ای به یک چند جمله ای خاص تقسیم شده و باقیمانده به فریم اضافه می‌شود. گیرنده نیز این بررسی را انجام می‌دهد. اگر باقیمانده ها برابر بود. یعنی اطلاعات صحیح است. در غیر این صورت تفاوت باقیمانده نشان دهنده تعداد بیت های خراب ارسالی می‌باشد.
3- کنترل جریان اطلاعات: فرستنده و گیرنده باید در ارسال و دریافت اطلاعات دارای سرعت یکسان باشند. برای این منظور فرستنده و گیرنده سرعت خود را یکسان کرده و سپس انتقال اطلاعات انجام می‌گیرد.
پروتکل های موجود در لایه پیوند داده
1) پروتکل اترنت Ethernet
2) پروتکل حلقه Token Ring
3) پروتکل FDDI (Fiber Data Distributed)
4) پروتکل Wire Less
لایه شبکه (Network)
این لایه بسته های اطلاعاتی را در قالب پیام Message از لایه Transport دریافت نموده و پس از افزودن اطلاعات مسریابی و آدرس دهی منطقی آن را تبدیل به دیتاگرام کرده و برای لایه دیتا لینک ارسال می‌کند. این لایه وظایف زیر را به عهده دارد:
1) آدرس دهی منطقی بسته های اطلاعاتی – آدرس منطقی آدرسی است که مدیر شبکه به هر یک از نودها اختصاص می‌دهد. مانند آدرس IP
2) مسیریابی – انتخاب بهترین مسیر از مبدإ به مقصد را مسیریابی می‌گویند. عملیات مسیریابی در این لایه با استفاده از اطلاعات جداول مسیریابی و الگوریتم های مسیریابی انجام می‌گیرد.
جدول مسیریابی به دو روش ساخته می‌شود:
الف) دستی توسط مدیر سیستم
ب) به طور خودکار توسط مسیریاب (روتر)
3) Segmentaion:‌ تقسیم فریم های اطلاعاتی به قطعات کوچکتر جهت سازگاری با استاندارد شبکه مقصد را Segmentaion می‌گویند.
برای اتصال دو شبکه که در محدوده آدرس های مختلف قرار دارند از روتر استفاده می‌شود. روترها دارای 3 لایه فیزیکی، پیوند داده و شبکه هستند. اگر آدرس منطقی که لایه شبکه به Message اضافه کرده در شبکه مبدإ وجود نداشته باشد، توسط روتر و جدول مسیریابی آن، آدرس فیزیکی روتر مقصد به جای آدرس فیزیکی نود مقصد قرار داده می‌شود.
در لایه شبکه پروتکل های زیر فعال اند:
1) پروتکل IP که پروتکل پایه یونیکس است.
2) پروتکل IPX برای شبکه ناول
3) پروتکل Apple Talk برای اپل
4) پروتکل Net BEUI برای مایکروسافت
لایه انتقال ‌Transportاین لایه کنترل جریان و خطا را در سطوح بالا بر عهده دارد. بسته های اطلاعاتی پس از تقسیم شدن به بسته های کوچکتر بدرستی مسیریابی شده و لایه دیتالینک ضمانت می‌کند تا بسته های کوچک به درستی به مقصد برسند. اما ممکن است یک بسته کوچک در مسیر انتقال خود گم شود در این حالت لایه اتصال داده از این موضوع آگاه نمی شود. و وظیفه لایه انتقال است تا پس از دریافت بسته های کوچک آنها را در کنار هم قرار داده تا متوجه مفقود شدن این بسته شود.
وظیفه دیگر این لایه کنترل جریان اطلاعات در سطح بالااست بدین معنی که در فرستنده و در لایه 4 میزان بافر موجود برای گیرنده ارسال می‌گردد. تا گیرنده در صورت تمایل به ارسال اطلاعات از این میزان بافر اطلاعات بیشتر ارسال نکند.
پروتکل ها لایه انتقال
1- پروتکل TCP
2- پروتکل UDP
3- پروتکل SPX
4- پروتکل NCP
لایه جلسه Session
وظیفه این لایه ایجاد جلسه ارتباطی بین مبدإ و مقصد می‌باشد. و این لایه مشخص می‌کند که اطلاعات بصورت دوطرفه همزمان منقل شده یا بصورت دوطرفه غیر همزمان.
لایه ارائه Presentation
وظیفه این لایه تبدیل قالب اطلاعات به شکلی است که در شبکه مقصد قابل بکارگیری باشد. همچنین این لایه عملیات فشرده سازی و رمزگذاری را انجام می‌دهد. فرضاً ممکن است دو طرف از یک قالب استفاده نکنند. یک طرف از استاندارد ASCII و طرف دیگر استاندارد دیگری داشته باشد. این لایه کدهای ارسالی را برای استاندارد مقابل ترجمه می‌کند.
لایه Applicationبالاترین لایه در مدل OSI لایه Application یا کاربردی است. این لایه نقطه ورود برنامه های کاربردی تحت شبکه جهت بکارگیری سرویس های شبکه ای است. نمونه ای از برنامه های لایه کاربردی عبارتند از: IE، Outlook Express .Microsoft Outlookو ...
در این لایه پروتکل های بسیاری در حال اجرا می‌باشند. از جمله:‌ پروتکل های DNS, DHCP, POP3, SMTP, FTP, HTTPو ...
نکته: در برخی از مدل ها لایه های 5 و 6 7 را لایه Application می‌گویند.
بررسی لایه فیزیکیدر این قسمت دو تا از مهمترین عناصر این لایه یعنی کارت شبکه و هاب مورد بررسی قرار می‌گیرند.
کارت شبکه (Network Interface Card) NIC
یکی از مهمترین وسائل ارتباطی در لایه فیزیکی کارت شبکه می‌باشد. این کارت با کانال ارتباطی، ارتباط برقرار کرده و اطلاعات را مطابق استاندارد کانال ارتباطی بر روی کانال قرار می‌دهد. عموما کارت‌های شبکه از نظر خصوصیات تابع پروتکل‌های لایه اتصال داده می‌باشند. کارت شبکه مجموعه وظایف زیر را به عهده دارد:
1- کپسوله کردن اطلاعات (در سیستم فرستنده) و باز کردن آن در (در سیستم گیرنده)
2- کد کردن اطلاعات دیجیتال به سیگنال قابل حمل در فرستنده و بالعکس در سیستم گیرنده
3- کنترل دسترسی به کانال: بررسی CSMA/CD و یا Token
4) انتقال اطلاعات در کانال ارتباطی
بررسی خصوصیات کارت شبکه
1- تعیین نوع گذرگاه قابل استفاده مانند:
ISA (16 بیتی)- Industry Standard Architecture
EISA (32 بیتی)- Enhanced ISA
MCA (Micro Channel Adapter) این گذرگاه مربوط به کامپیوترهای IBM است)
PCI (Peripheral Component Interface)
ACR (Advanced Communication Riser)
AMR (Audio/Modem Riser)
ANR (Audio/Network Riser
CNR (Communication and Networking Riser)
PCMCIA کامپیوترهای نوت بوک دارای اسلاتی با این نام هستند (PC Multi Channel Interface Adapter) پورت‌ها قرار می‌گیرند را PC CARD می‌گویند.
2- بررسی پروتکل ارتباطی کارت شبکه: شامل Wire Less, FDDI, Token Ring, Ethernet
3- میزان بافر در کارت شبکه باعث افزایش سرعت عملیاتی کارت شبکه می‌گردد. معمولا این میزان از 16 کیلوبایت شروع می‌شود. مناسب‌ترین آن از 256 کیلوبایت به بالاست.
4- شاخص دیگر در کارت شبکه سرعت انتقال آن می‌باشد. (چند سرعته باشد)
5- تعداد وتنوع پورت: برخی از کارت‌ها تک پورت می‌باشند و برخی دیگر دارای چند پورت هستند از قبیل BNC، RJ45، AUI، ST، SC و ... (البته در صورت استفاده از یک پورت بقیه غیرفعال هستند). برخی از کارت‌های شبکه به صورت Duplex هستند یعنی دارای 2 پورت می‌باشند که هر دو پورت می‌تواند فعال گردد. به عبارت دیگر دو کارت شبکه بر روی یک Device قرار دارد. پورت‌های مربوط به فیبر نوری نیز دارای دو نوع ST‌و SC هستند که هر دو می‌توانند مودهای تک حالته (Single Mode و چند حالته (Multi Mode را پشتیبانی کنند.

نکته: اهداف استفاده از چندین کارت شبکه:
الف) اتصال کامپیوتر به چند شبکه مختلف
ب) استفاده از کامپیوترهای Firewall، دیتا از طریق یک کارت شبکه وارد دستگاه شده و از طریق کارت دیگر ارسال می‌گردد.
6- دارا بودن بوت رام (Boot ROM): این ویژگی باعث می‌گردد کامپیوتر بدون استفاده از فلاپی، CD-ROM یا دیسک سخت و با استفاده از روتین‌های ROM کارت شبکه و فایل‌های راه‌اندازی واقع در یک سرویس‌دهنده شبکه، راه‌اندازی شود. حسن این روش ایمن بودن ارتباط و همچنین هزینه کمتر است. معمولا در سیستم عامل‌هایی که دارای Command Line هستند این روش می‌تواند مفید باشد.
7- دارا بودن LED اعلام وضعیت: برخی از کارت‌های شبکه دارای یک LED و برخی دیگر دارای 2 LED در کنار Port اتصال کارت شبکه هستند. این LEDها وضعیت اتصال و همچنین نقل و انتقال دیتا را اعلام می‌نمایند.
8- بررسی اینکه کارت شبکه به صورت Full Duplex و یا Half Duplex کار می‌کند.
9- دارا بدون ویژگی Wake Up LAN: داشتن این ویژگی موجب می‌شود چنانچه کامپیوتر در حالت Stand by قرار داشته باشد، از طریق درخواست‌های شبکه فعال گردد.
فرآیند نصب کارت شبکه1- نصب فیزیکی کارت شبکه
2- پس از نصب فیزیکی کارت شبکه می‌بایست نحوه استفاده از منابع سیستمی برای این کارت تنظیم شود. این منابع عبارتند از:
الف) IRQ: هر ابزاری برای اعلام تقاضا از یک شماره استفاده می‌کند. این شماره‌ها می‌توانند از 0 تا 15 باشند.
ب) I/O Port: هر وسیله ورودی / خروجی دارای یک شماره شناسایی است که به آن Port No گفته می‌شود. مثلا پرینتر دارای شماره پورت 378 است. از این شماره برای تبادل اطلاعات با بخش‌های دیگر کامپیوتر استفاده می‌شود.
ج) DMA: (Direct Memory Address) هنگامی که سرعت CPU برای I/O کافی نباشد ابزارهای I/O مستقیما با حافظه کار می‌کنند. مانند CD-ROM و HDD. اگر وسائلی وجود داشته باشند که بخواهند از DMA استفاده کنند به هر یک از آنها یک شماره نسبت داده می‌شود. که این شماره‌ها از 0 الی 7 است. (کارت شبکه از DMA استفاده نمی‌کند).
د) Memory Address: آدرس مربوط به بافر دستگاه I/O است.
کارت‌های I/O می‌توانند دو حالت Plug & Play و یا Non Plug & Play داشته باشند. تنظیم این چهار ویژگی برای دستگاه‌های Plug & Play به صورت خودکار انجام می‌گردد. یعنی کامپیوتر کارت شبکه را تشخیص داده، آن را شناسایی می‌کند، همچنین منابع آزاد را مکان‌یابی کرده و به پیکربندی کارت شبکه برای استفاده از آنها اقدام می‌کند.
3- مرحله سوم شامل نصب درایورهای کارت شبکه است. نرم‌افزار راه‌اندازی (Device Driver) برنامه‌ای است که کامپیوتر را قادر می‌سازد با کارت شبکه ارتباط برقرار کرده و کارکردهای موردنیاز را اجرا کند. در حقیقت تمامی کارت‌های شبکه برای پشتیبانی از سیستم‌های عامل مطرح، با یک نرم‌افزار راه‌اندازی عرضه می‌شوند، اما در بسیاری از موارد، حتی به این نرم‌افزارها احتیاج پیدا نخواهد شد، زیرا سیستم‌های عاملی مثل ویندوز، مجموعه‌ای از درایورها را برای مدلهای کارت شبکه پر استفاده و رایج شامل می‌گردند. با وجود امکان Plug & play، علاوه بر تنظیم پیکربندی منابع سخت‌افزاری کارت شبکه، درایور مناسب نیز نصب می‌شود. جدیدترین درایورهای مربوط به کارت شبکه را از سایت سازندة آن نیز می‌توان بدست آورد.
تنظیم منابع سیستمی به صورت دستیبرای بررسی تنظیمات سخت‌افزارها در سیستم از ابزار System Information استفاده می‌شود. در این برنامه می‌توانیم منابع تخصیص داده شده به سخت‌افزارها و منابع آزاد را شناسایی کنیم و در صورت لزوم منابع آزاد را به سخت‌افزارهای جدید نسبت دهیم. در صورت بروز Conflict آدرس‌ها می‌بایست سعی نمائیم به روش دستی تنظیمات را تغییر داده و یا Deviceها را از سیستم جدا نموده و Device‌های دیگری بکار ببریم.
برای انجام تنظیمات به صورت دستی به شکل زیر عمل کنید:
1- پنجره Computer Management را باز کرده سپس گزینه Device Manager را انتخاب کنید.
2- از لیستی که در پانل سمت راست مشاهده می‌شود، Network Adapters را انتخاب کرده و بر روی نام کارت شبکه کلیک راست کنید.
3- بر روی گزینه Properties کلیک کنید.
4- در پنجره‌ای که باز می‌شود بر روی Resources Tab کلیک کنید.
در صورت وجود Conflict گزینه Use Automatic Settings برای تغییرات فعال می‌گردد. چک مارک آن را برداشته و با کلیک بر روی دکمه Change Settings تنظیمات جدیدی را برای Device خود انجام دهید.
یادآوری: پارالل پورت دارای سه مود است:
الف) (Standard Paralel Port): SPP فقط برای خروجی
ب) (Enhanced Paralel Port): EPP برای ورود و خروجی
ج) (Extended Patalel Port): ECP برای ورودی و خروجی که از DMA استفاده می‌کند.

هاب (Hub)این عنصر به عنوان عنصر متمرکزکننده در شبکه Star استفاده می‌شود. این وسیله کامپیوترها را در لایه فیزیکی به یکدیگرمتصل می‌نماید. (هاب فقط لایه فیزیکی دارد)
برخی از هاب‌ها سیگنال ورودی را تقویت کرده و به دستگاه مقصد ارسال می‌کنند (Active Hub) و برخی دیگر عمل تقویت سیگنال را انجام نمی‌دهند (Passive Hub)

ریسرچ-مقاله/7 (107)

IV-نتايج تجربي
كنترل كننده ADMC401 براساس DSP 16 بايتي براي تكميل عملكرد كنترلي به كار مي رود مدولاسيون بردار فضايي براي به حركت درآوردن سوئيچ هاي اينورتر در 12πHZ مي باشد . بدين معني كه ما 200 نمونه برداري براي هر دوره ي 60HZ داريم . بنابراين راه حل براي زاويه ي β، 1.8 درجه مي باشد يك تنظيم تجربي 3KW براي رسيدگي به عملكرد سيستم ساخته شده است .
A توصيف برنامه :
طبق شكل 6 در رويدار يك وقفه (PWM sync –INT ) متغيرهاي ورودي خوانده مي شوند . يك فيلتر FIR سيگنال QUOTE را پردازش مي كند براي اينكه يك مرجع شفاف ( بدون هارمونيك ها) براي مدولاتور PWM بدست آورد .
كنترل PI ولتاژ PC اينورتر ، QUOTE را تعيين مي كند . كه زاويه ي QUOTE را براي حفاظت ثابت QUOTE تنظيم مي آورد .
زاويه ي QUOTE وابسته به مقدار مؤثر QUOTE ، توان ميانگين در قسمت بار و اطلاعاتي از مقدار راكتاسن سري است .
اين مقدار دامنه از معادله ي 2 بدست مي آيد .
كنترل كننده هاي جريان و ولتاژ ac خطاي كوچكتر را ميان متغيرهاي خروجي و مرجع ها (نمونه ها) درپايانه هاي spc تضمين مي كند به ترتيب ، واقعيت PWM و بازگشت مراجعه به برنامه ي اصلي وجود دارند . اين نمودار كاري در شكل 6 نشان داده شده است .

شكل 7 يك راه اندازي موتور تحريك سه فاز را نشان مي دهد . نيروي اضافي لازم طي افزايش و سرعت بطور جزئي بوسيله ي خازن باس DC اينورتر تهيه مي شوند . در حاليكه مدار كنترلي زاويه ي QUOTE را تغيير مي دهد براي اينكه توان را از شبكه جذب كند و ولتاژ باس سه فاز به خاطر كنترل رها شده ميان كنترل هاي ولتاژ DCوac تقريباً ثابت باقي مي ماند . فهم ولتاژ dc در ولتاژ ac بازتاب نمي يابد اما يك نوسان در جريان تكفاز توليد مي كند در شكل 8 و شكل 9 جابجايي بين QUOTE و QUOTE 2 QUOTE است و منبع ولتاژ THD هست 1%.
C- آناليز بار غير خطي :
يك بار غير خطي 1500W (يكسوساز سه فاز با بار خازني مقاربتي 1mF) به باس ac متصل شده است .
«توسط شكل 5» مشخص شدن جبران گري هارمونيك هاي توليد شده توسط سيستم امكان پذير است (8/6%) در مقايسه با THD 60% جريان بار .
شكل QUOTE حاصل ولتاژ باس ac رانشان مي دهد كه در آن THD 4% مي باشد .

D- جريان توان بواسطه ي SPC
يك بار مقاومتي سه فاز 1500W به قالبي ac متصل شده است . توان كلي از تغذيه كننده تكفاز مي آيد اما فقط 1.3 از آن توسط اينورتر پردازش شده است بخاطر اينكه تغذيه بار متصل شده به فاز C آنچه در كشل 12 نشان داده شده است .

نتيجه :
يك سيستم تبديل متقابل خط تكفاز به سه فاز ارائه شد . اين سيستم براي بارهاي حساس مناسب مي باشد زيرا كيفيت توان سه فاز را تضمين مي كند آنچه كه بعضي ولتاژهاي متقارن و متعادل سينوسي حتي با بارهاي غير متعادل و غير خطي است . يك اينورتر سه فاز كنترل شده است تا ولتاژ سه فاز را در هنگام جذب جريان از تغذيه كننده تكفاز زير ضريب توان واحد جذب كند . نتايج تجربي روي يك سيستم QUOTE انتظارات را برآورده مي كند .

مبدل تك فاز به سه فاز
چكيده:
هم بندي جديد يك مبدل تك فاز به سه فاز براي صنايع كوچك در اين مقاله ارائه شده است . مبدل فاز كه در اين مقاله آورده است ، يك فناوري جديد است كه از يك منبع تك فاز منبع سه فازي را تغذيه مي كند تا بارهاي سلفي ، مقاومتي و خازني با مزاياي خاصي نسبت به فناوري مبدل هاي موجود راه اندازي كند . مبدل شامل منبع تغذيه مستقيم (DC) يك پل MOSFET Hex مدار مجتمع راه انداز گيت و يك DSP براي توليد سيگنال هاي سويچينگ مي باشد . سيگنال هاي سوئيچينگ توليد شده نسخه يكتايي از حذف هارمونيك انتخابي است ، كه نقطه ي شروع ثابتي براي عمليات سوئيچينگ مستقل از تعداد حذف هارمونيك توليد مي كند . اين مبدل اساس موتورهاي استقرايي و نوع هاي موتورهاي ديگر را پوشش مي دهد . اين موتورها براي مزارع كارگاه ها ، گاراژها و ساختمان هاي بزرگ و غيره بسيار ايده آل هستند .
1.مقدمه :
گستره ي بسياري از تجهيزات الكتريكي صنعتي و تجاري به برق سه فاز نياز دارند . كاربردهاي الكتريكي برق سه فاز را به عنوان مسيري نصب نمي كند ، چرا كه به طور چشمگيري براي نصب ، هزينه هاي بيشتري نسبت به تك فاز نياز دارد . به عنوان تناوبي براي كاربرد نصب سه فاز مبدل هاي فاز چرخنده ، مبدلهاي فاز ثابت و ابزار متناوب متغيد تبديل فاز (VFD) براي ده ها مورد استفاده شده است تا از يك منبع تك فاز برق سه فاز توليد كند . احداث خطوط براي سه فاز مي تواند هزينه اي برابر با 000/50 $ بر مايل داشته باشد و مي تواند تأثيرات غير مطلوب محيطي نيز داشته باشد . حتي هنگامي كه خطوط سه فاز نزديك به هم هستند ، هزينه ي نصب بسيار زياد است . بسته به نياز تقاضا براي كاربرد سه فاز برنامه ي كاربردي ممكن است هزينه هاي نصب را به عهده ي مشتري قرار داده يا قرار ندهد . پرداخت ماهانه براي اين سرويس نيز معمول است . مبدل هاي فاز در گذشته در جايي كه كاربرد برق سه فاز ممكن نبود مورد استفاده قرار مي گرفتند يا جايي كه تقاضاي برق هزينه ي استفاده ي نصب سه فاز را توجيه نمي كند . كاهش طول عمر موتور به دليل ولتاژ و جريان نامتوازن ، هارمونيك هايي كه دريچه ي برق را آلوده مي كنند و به تجهيزات خسارت وارد مي كند يا ناتوانايي براي عمليات تجهيزات حساس يا چندين بار تنها برخي از مشكلات هستند كه استفاده از مبدل هاي فاز را محدود مي كنند . اين مبدل فاز يك فناوري جديد است كه برق سه فاز را از منبع تك فازي تغذيه مي كند تا بارهاي سلفي ، مقاومتي و خازني ، مزايايي خاص نسبت به فناوري مبدل هاي موجود راه اندازي كند . تكنولوژي تبديل فاز مختلفي وجود دارد .
2. مبدل هاي فاز
A مبدل ايستا: مبدل ايستا از 2 مولفه ي كوچك تشكيل شده است. يك رله حساس ولتاژ و يك خازن استاندارد (Cs) كه به كاربرد موتور شما متصل شده است (مربع قرمز) . خازن در طي شروع برنامه ي موتور شما شكل موج را به تأخير مي اندازد (يا فاز را تغيير مي دهد) رله ارتباط اين خازن شروع را بعد از شروع كار موتور قطع مي كند . از اين نقطه موتور با منبع برق تك فاز به كار خود ادامه مي دهد . عمليات چنين موتورهايي نسبتاً ضعيف است و مي توان آن را به موتور ماشيني تشبيه كرد كه تنها چند سيلندر در يك مبدل ايستا نقش دارند و حدود 50 يا 60 درصد قدرت صفحات خود را به كار مي برند . هنگامي كه يك خازن اجرايي كم هزينه ي ديگري (مربع قرمز خط چين شده در تصوير ) به طرح اضافه كرديد ، قدرت مجاز حدود هفتاد درصد از موتورهاي (قدرت پلاك نامي موتورها ) name plate power بالاتر مي رود . براي سهولت يادگيري اين مطلب ، خازن شروع (Cs) تنها براي شروع كار موتور مورد استفاده قرار گرفته و سپس به طور كلي خاموش شده است . خازن اجرا (Cr) به طور مداوم در اين چرخه است و با دقت اندازه گيري شده تا ولتاژها را در يك نرخ بار موازي (متعادل ) كند . (به طور كلي حدود 50 درصد از تمام بار را ) از آنجايي كه Cr توازن (تعادل) ولتاژ را در دو طرف انتهايي ثابت نگه مي دارد (100%و0%) نسبتاً ضعيف است .

شكل 1 : نمودار يك خطي از مبدل ايستا
B.مبدل مدور:
يك موتور بي كار به مبدل ايستا اضافه كنيد به اين صورت مبدل مدور ناميده مي شود . موتور اضافه شده بعضي از ضعف هاي مبدل ايستا را جبران كرده و كمك مي كند كه اندازه و بار موتور داخلي در بار متوسط غير فعال است اما وقتي كه بار با خازن اجرا (Cr) انتخاب شده مطابقت نداشته باشد به سختي كار مي كند . مبدل هاي مدور به وضوح چندي بهتر از مبدل هاي ايستا هستند . آن ها مي توانند موتورهاي بسياري را در اندازه هاي متفاوت راه اندازي كنند . موتورهاي بزرگ تا 90درصد توان نومي خود را توليد مي كنند و موتورهاي كوچك (موتورهايي كه خيلي كوچك تر از موتورهاي بي كار مبدل ها يا موتورهاي پاپلوت هستند ) اندكي بيشتر . اگر توليدكنندگان اندازه ي اين موتورها را افزايش دهند تناسب خروجي ، قابليت شروع و ظرفيت همگي افزايش خواهند يافت .

شکل2.نمودار مبدل مدور

C. تغييرات سند:
هر دو مبدل دوّار و ايستا مشكل تنظيم توازن ولتاژ براي نگه داري شرايط تغيير بار را دارند . طرح هاي تنظيم ولتاژ براي مبدل هاي دوار وجود دارد كه با تغيير بار به ظرفيت متفاوتي سويچ خواهند كرد . با اين وجود هنوز مشكل است كه به كنترل خوبي دست يافت و پالس هاي با جريان بالا كه در سيستم به عنوان خازن توليد مي شوند و قطع و وصل مي شوند مي توانند يك مشكل باشند . مبدل هاي فاز ديجيتال طبيعت كاملاً الكترونيكي و غير مكانيكي دارند ، چنانچه مي توانند با ظرافت برق سه فاز متوازن توليد كنند . مزيت ديگر اين گونه از مبدل هاي فاز اين است كه آن ها خيلي بي صدا هستند . از نقطه نظر معايب اين گونه از مبدل هاي فاز يك موج سينوسي دريافت كرده آن را به شكلي سه فاز موج سينوسي تركيب كرده ، اعوجاج هارمونيك خروجي آن ها بيشتر از برخي گونه هاي ديگر مبدل فاز است .
D: محاسبات طراحي براي مدار منبع تغذيه:

در اين گرداننده ي سرعت متغير دو منبع تغذيه ي مجزا وجود دارد . منبع تغذيه 200 ولت DC براي معكوس كننده پل H(Hbridge) و منبع تغذيه ي 12 ولت تنظيم شده براي مدار كنترل فركانس pwm و مدار گرداننده استفاده شده است . اين مدار منبع تغذيه ي 200 ولت DC در شكل 3 نشان داده شده است . بيشترين جريان براي طرف ترانسفورماتور ثانويه به شكل زير است :
(1) QUOTE
كه در اين فرمول :
QUOTE برابر حداكثر توان طرف ترانسفورماتور ثانويه است .
QUOTE برابر ولتاژ ثانويه و نسبت دورها به شكل زير است :
(2) QUOTE
كه در اين فرمول :
Ns = تعداد دورهاي ثانويه .

ریسرچ-مقاله/7 (106)


مقدمهگندم گياهي است كه بيش از ساير گياهان زراعي در جهان كشت مي‌شود. در دنياي امروز گندم نه تنها يك ماده غذايي اساسي و مهم است، بلكه از لحاظ سياسي نيز از اهميتي همپايه نفت برخوردار است. با توجه به رشد روزافزون جمعيت، نياز به افزايش توليدگندم وفرآورده‌هاي آن روز به روز بيشتر احساس مي‌شود. از آنجايي كه افزايش توليد از طريق افزايش سطح زير كشت به دليل محدود بودن اراضي قابل كشت مقدور نيست، بنابراين بالا بردن ميزان توليد در واحد سطح با رعايت اصول صحيح تكنيكي بهزراعي استفاده از ارقام پرمحصول و كاهش ميزان خسارت ناشي از حمله آفات و بيماري‌ها امكان‌پذير است.
در ايران به دليل وجود شرايط آب و هوايي متنوع و كشت گسترده گندم، عوامل متعدد خسارت‌زا همه ساله اين محصول را مورد حمله قرار داده و باعث خسارت فراوان از طريق كاهش ميزان محصول و يا پايين آوردن ارزش غذايي آن مي‌شوند. يكي از آن عوامل خسارت‌زا، سن گندم است و يكي از آفات درجه يك گندم به شمار مي‌رود. سن گندم از برگ، ساقه و دانه‌هاي گندم، جو و غلات وحشي تغذيه مي‌نمايد. اين حشره فقط سه ماه از سال در مزارع گندم فعاليت دارد و مدت 9 ماه از سال را در اماكن زمستانه به صورت استراحت به سر مي‌برد. سن گندم از راسته ناجوربالان (Hemiptera) و از خانواده Scutelleridae مي‌باشد و نام علمي آن Eurygaster integriceps است.
زيست‌شناسي سن گندمطول حشره كامل 13-8 ميليمتر و عرض آن 8-5 ميليمتر است. علت اصلي تغييرات در اندازه حشره كامل شيوه زندگي آفت است. بدين مفهوم كه بر اساس بررسي‌ها و مشاهدات در سراسر مناطق سن‌خيز كشور اين حشره دو شيوه زندگي دارد كه اين امر منجر به تغييراتي در اندازه آفت شده است. جمعيتي از اين حشره در زيستگاه‌هاي طبيعي واقع در ارتفاعات زندگي مي‌كند و ضمن تغذيه از گياهان زراعي به ويژه گندميان به زاد و ولد مي‌پردازد. افراد اين گروه كوچك و طول و عرض آنها به ترتيب 5/10-8 ميليمتر و 7-5 ميليمتر است.
در حالي كه گروه زيادي از اين حشره كه از گندم و جو تغذيه مي‌كند، به ويژه آنهايي كه به مزارع حمله‌ور مي‌شوند، جثه‌اي بزرگتر دارند و طول آنها به 13 ميليمتر و عرض آنها به 8 ميليمتر مي‌رسد.
سن گندم پس از پشت سر گذاشتن زمستان از ارتفاعات به سمت گندم پرواز مي‌كند و به تغذيه از برگ، ساقه و خوشه گندم مي‌پردازد و پس از دو هفته اقدام به جفت‌گيري و تخمگذاري مي‌كند. نكته جالب توجه اين است كه حشرات ماده بدون اينكه جفتگير كنند، مي‌توانند تخمگذاري كنند. اما تخم آنها بارور نخواهد شد. بنابراين سن گندم براي افزايش جمعيت خود و خسارت زدن به مزارع گندم، مجبور به جفتگيري است.
رنگ اين حشره متغير است. رنگ عمومي آن قهوه‌اي و زرد خاكي است. به علاوه نمونه‌هايي به رنگ سياه و مسي و زرد كهربايي نيز وجود دارد. روي سپر و پشت بدن آنها دو لكه كوچك به رنگ روشن ديده مي‌شود. سر حشره مثلثي است كه نوك آن به جلو امتداد دارد.
سن‌هايي كه دوره زمستانگذراني را طي كره و آماده براي جفت‌گيري و تخمگذاري هستند، به سن مادر معروف هستند. سن مادر قبل از تخمريزي يك نوبت با سن نر جفتگيري مي‌كند. سن‌هاي بالدار نر عمر كوتاه دارند و پس از جفت‌گيري با ماده به تدريج مي‌ميرند. اما سن ماده تا مدتي پس از جفتگيري زنده مي‌ماند.
سن مادر شرايط آزمايشي حداقل 300 تخم و حداكثر 550 تخم مي‌گذارد. در شرايط طبيعي و در صورت وجود شرايط جسمي مطلوب 114 تا 330 تخم و در شرايط نامساعد حدود 75 تخم مي‌گذارد.
سن گندم در مواردي تا چند سال پي در پي حالت طغياني و چند سال بعد دوره‌ي خاموشي دارد. علل عمده نوسان جمعيت سن عوامل جوي است. اين عوامل در رشد و نمو گندم و نشو و نماي سن و دشمنان طبيعي آن در دو دوره طغيان و خاموشي اثر متفاوت دارند.
در سال‌هاي طغيانهوا در بهار ملايم و در تابستان گرم و خشك است و به درجه حرارت آن به تدريج افزوده مي‌شود. هوايي پاييز خنك و هواي زمستان آرام و همراه با ريزش برف است و تغييرات ناگهاني و بي‌سابقه ندارد. در صورتي كه اين شرايط چند سال پي در پي تكرار شود و نمو گندم در رابطه با سن طبيعي خواهد بود و سن گندم زندگي مطلوب داشته و تخم بيشتري مي‌ريزد و جمعيت آن همه ساله بالا مي‌رود.
در سال‌هاي خاموشيهواي بسيار سرد و باراني و توام با تغييرات جوي است. هواي تابستان معتدل و ريزش باران‌هاي تابستانه زيادتر از سال‌هاي عادي است. وضعي رويشي گندم و رشد و نمو سن در برخورد با تغييرات جوي هماهنگ نمي‌باشد. هواي پاييز ملايم و زمستان بدون ريزش برف است. در اواخر زمستان و اوايل بهار نيز حرارت هوا متغير و توام با وزش باد است.
در صورتي كه اين عوامل 3-2 سال تكرار شود، ميانگين تخم‌ريزي سن هر ساله كم شده و جمعيت آن به سوي خاموشي گرايش مي‌يابد.
سن گندم در سال يك نسل دارد و زمستان را به صورت حشره كامل در مكانهاي زمستان‌گذراني كه غالباً ارتفاعات هستند، مي‌گذرانند. سن گندم دگرديسي ناقص دارد و چرخه زندگي آنها به صورت زير است:
حشره كامل پوره تخم
تخمسن گندم تخم‌هاي خود را در 2 رديف 7 تايي مي‌گذراند كه جمعاً 14 عدد است. رنگ تخم سن گندم (سبز روشن) ‌مي‌باشد و معمولاً بر روي ساقه برگ و خوشه ديده مي‌شود. تخم كروي و قطر آن يك ميليمتر است. پس از 3-2 روز در سطح تخم‌ها نقطه‌هاي ريز تيره پديدار مي‌شوند. اين نقطه‌ها به تدريج به هم نزديك شده و دايره‌اي را تشكيل مي‌دهند و بعد از مدتي لكه‌اي به شكل لنگر كشتي و به رنگ قرمز متمايل به نارنجي در زير پوست تخم آشكار مي‌شود و در نهايت يك لكه كوچك مثلثي شكل و سياه رنگ زير لكه قرمز پديدار مي‌شوند. دوره رشد و نمو تخم 10-6 روز است.
تخم‌ها ممكن است توسط يك سري زنبورهاي پارازيتوئيد پارازيته شده و تفريخ نشوند.
پورهحدو يك هفته تا 10 روز تخم‌ها تفريخ مي‌شوند. پوره سن اول از طريق ايجاد دريچه‌اي دايره‌اي شكل از تخم خارج مي‌شود. اين دريچه واقعي نيست، بلكه خود پوره آنرا ايجاد مي‌كند. رنگ پوره سن اول بلافاصله پس از خروج از تخم سبز روشن است و پس از چند ساعت سياه مي‌شود. از سن دوم به بعد رنگ اصلي پوره‌ها نمايان مي‌گردد. وجه تمايز پوره‌ها از يكديگر به ويژه در پوره سنين چهار و پنج بسيار بارز است. بدين معني كه بال از سن چهارن پورگي جوانه زده كه در سن پنجم مشخص‌تر مي‌شود. سن گندم داراي 5سن پورگي است و در 5 نوبت پوست عوض كرده و تبديل به سن بالدار كامل مي‌شود. دوره پورگي يعني تا زمان تبديل شدن پوره‌ها به حشره كامل حدود 40 روز طول مي‌كشد. پوره‌هاي زياد نوزاد ابتدا در كنار تخم به سر برده و در سنين 2.3 به بالاي ساقه و خوشه رفته و در سنين 4.5 از خوشه‌اي به خوشه ديگر مي‌روند. علل انتقال پوره‌ها از خوشه مجاور و يا از ساقه‌اي به ساقه ديگر علاوه بر تاثير متعدد ترجيح غذايي است.
مناطق انتشارسن گندم در هر نقطه‌اي از ايران كه گندم كشت مي‌شود، حضور دارد. البته يك استثناء وجود دراد و آن منطقه گرگان و گنبد است. اين سن در آنجا فعاليت ندارد و بجاي آن سن E. maura فعاليت مي‌كند كه خسارت چنداني ندارد.
سن گندم در نقاط مختلف كشور از تراكم‌هاي متفاوتي برخوردار است. در بين مناطق آبي از مناسب‌ترين جاها بايد دشت ورامين و در بين مناطق ديم بايد منطقه كرمانشاه را نام برد. سن گندم در ديگر مناطق از جمله اصفهان، گرمسار، قم، يزد، فارس، كرمان و ..... نيز خساراتي را وارد مي‌كند.
سن گندم در مناطق كوهستاني و مرتفع در آب و هواي معتدل و خشك زندگي مي كند و در اراضي دشت و حاشيه كوير در بهار تا فاصله 40 كيلومتري دور از كوهستان‌ها توليد مثل مي‌كند. سن گندم در استان گلستان فقط در ارتفاعات پاليزان در بخش مراوه تپه ديده مي‌شود كه در همسايگي استان خراسان رضوي و نوار مرزي تركمنسان است.
دشمنان طبيعييك سري مگس‌ها و زنبورهاي پاراتزتيوئيد وجود دارند كه از دشمنان طبيعي سن گندم به شمار مي‌روند. مگس‌ها، پوره‌ها را پارازيته مي‌كنند و زنبورها تخم را پارازيته مي‌كنند.
مگسي به نام (اكتوفازيا) بر روي پوره تخم‌گذاري مي‌كند. آنها از پوره‌ها تغذيه مي‌كنند و آنها را از بين مي‌برند. زنبورهايي كه تخم را پارازيته مي‌كنند، گونه‌هاي مختلف دارند كه مهمترين آنها، Thrisolcus grandis مي‌باشد. اين زنبورهاي تخم سن گندم را پارازيته كرده و مانع تفريخ آنها مي‌شوند.
نحوه خساراتنحوه خسارت سن مادر با پوره‌ها تفاوت دارد. خسارت سن مادر كمي است و بيشتر خسارت پوره‌ها، كيفي است.
خسارت سن مادر در سال‌هايي كه جمعيت آفت از تراكم بالايي برخوردار است، به 100% مي‌رسد. در اين نوع خسارت، سن گندم ضمن حمله به جوانه‌هاي ساقه دهنده و خوشه دهنده مزرعه را مبدل به علفزاري مي‌كنند كه پوشيده از بوته‌هاي گندم بدون ساقه و زرد است. تغذيه سن مادر از پهنك برگ و حتي در مواردي كه حمله تعدادي از سن‌هاي مادر مقارن با شروع تشكيل خوشه مي‌شود، از زير خوشه و يا خود خوشه ديده مي‌شود كه در موارد اول تمام خوشه، سفيد شده و در مورد دوم، آن قسمتي از خوشه كه در بالاي محل تغذيه قرار دارد، سفيد مي‌شود. سن بالدار زمستانه (سن مادر) شيره ساقه را مي‌مكد و در نتيجه تمامي خوشه مي‌خشكد و قسمت پايين آن سبز و سالم باقي مي‌ماند.
پوره‌هاي سن گندم و حشره كامل نسل جديد، ضمن تغذيه از دانه گندم در مراحل شيري و خميري، آنزيمي را به داخل دانه تزريق مي‌كنند تا تغذيه از دانه‌ها براي آنها آسان شود. اين آنزيم باعث تخريب گلوتن شده دانه گندم شده و خاصيت نانوايي آن را از بين مي‌برد. اگر تعداد اين دانه‌ها به 5% برسد، يعني اينكه اگر در يكصد دانه گندم تنها پنج دانه سن زده موجود باشد، آردي كه از اين گندم حاصل مي‌شود، به درد نانوايي نمي‌خورد.
با توجه به اين نكته، متوجه ابعاد خسارت كيفي پوره‌ها مي‌شويم. سن‌زدگي دانه‌ها معمولاً با چروكيدگي آنها همراه است. در محل نيش حشره روي دانه‌، يك نقطه كوچ سياه با هاله‌اي روشن دور آن ديده مي‌شود. ميزان خسارت كيفي سن كامل نسل جديد، بيشتر از پوره‌هاي سن 4.5 است.
خسارت كمي پوره‌ها اندك است و بيشتر خسارت كيفي آن مطرح است.
زمستان‌گذرانيسن‌هاي نسل جديد، پس از برداشت گندم، به سوي اماكن زمستان‌گذراني كه ارتفاعات هستند، پرواز مي‌كنند. آنها به تدريج مزارع گندم و جو را به سوي اماكن زمستانه ترك مي‌كنند. سن گندم در اين اماكن، هيچگونه تحرك، فعاليت و تغذيه‌اي ندارند. آنها در زمستان به دياپوز (به خواب) مي‌روند. فقط در شروع زمستان و بارش اوليه برف زمستانه، آنها از دامنه شمالي كوه‌ها به دامنه جنوبي تغيير مكان مي‌دهند و اين بخاطر فرار از سرماي شديد و دوري از تلف شدن مي‌باشد.
در مرحله زمستان‌گذراني، ممكن است سن‌ها بر اثر سرماي شديد از بين بروند. نكته حائز اهميت، ذخيره چربي در بدن سن گندم است. هرگاه سن گندم در طول طي مراحل پورگي خود و نيز به هنگام بالغ شدن، تغذيه مطلوبي داشته باشد، ذخيره چربي زيادي در بدن او ايجاد مي‌شود. اين چربي‌ها عامل مقاومت در برابر سرماي زمستان هستند، اما سن گندمي كه در بدن خود ذخيره چربي كمتري داشته باشد، نسبت به سرماي زمستان حساس شده و از بين مي‌روند. اينگونه سن‌ها به هنگام زمستان‌گذراني، نسبت به عامل بيماري‌زا نيز حساس مي‌‌شوند و ممكن است برخي از آنها بر اثر حمله قارچ از بين بروند.
به هرحال، اگر چنانچه سن گندم با چربي زيادي به زمستان‌گذراني برود، احتمال خسارت در سال زراعي آينده زياد است.
مبارزه
مبارزه زراعي:
بهترين راه مبارزه با سن گندم، روش زراعي است كه مهمترين آنها عبارتند از:
الف) تناوب زراعي؛
ب) برداشت زودهنگام گندم.
مبارزه شيميايي
مبارزه شيميايي هميشه آخرين مرحله مبارزه مي‌باشد و موقعي بكار مي‌رود كه مبارزات ديگر مثمرثمر واقع نشود. در مواد زير اقدام به سمپاشي گردد:
الف) در صورت وجو 4-3 حشره بالغ در هر مترمربع؛
ب) در صورت وجود 8-5 عدد پوره در هرمترمربع.
سمپاشي با سم سوميتيون به مقدار 2 ليتر در هكتار صورت مي‌گيرد.
منابعرجبي، غلامرضا و مهوش بهروزين. آفات و بيماري‌هاي مزارع گندم در ايران. دفتر خدمات تكنولوژي آموزشي، 1382.
ميرصلواتيان. لزوم شناسايي عوامل موثر محيط در مبارزه با آفات گياهان زراعي.انتشارات سازمان ترويج كشاورزي. 1370.
ميركريمي، اسماعيل و آزمايش‌فرد. حشره‌شناسي كشاورزي. انتشارات دانشگاه تهران. 1372.
عنوان:
سن گندم
تهيه و تنظيم:
جلال خرمالي ـ بهنام ايري
بهار 85
فهرست مطالب
TOC \o "1-3" \h \z \u مقدمه PAGEREF _Toc49619104 \h 1زيست‌شناسي سن گندم PAGEREF _Toc49619105 \h 2در سال‌هاي طغيان PAGEREF _Toc49619106 \h 4در سال‌هاي خاموشي PAGEREF _Toc49619107 \h 4تخم PAGEREF _Toc49619108 \h 5پوره PAGEREF _Toc49619109 \h 6مناطق انتشار PAGEREF _Toc49619110 \h 7دشمنان طبيعي PAGEREF _Toc49619111 \h 8نحوه خسارات PAGEREF _Toc49619112 \h 8زمستان‌گذراني PAGEREF _Toc49619113 \h 10مبارزه PAGEREF _Toc49619114 \h 11منابع PAGEREF _Toc49619115 \h 12



قیمت: 100 تومان